تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
4 - حقا آن قلبى كه در عزاء و مصيبت تو صبور باشد بسيار شكيبا و پر طاقت خواهد بود . آنگاه فرمود : پدر جان ! بعد از رفتن تو نورهاى دنيا منقطع شد ، دنيا آن تر و تازگى را كه بوسيلهء تو داشت از دست داد و روزگار دنيا تيره و تار گرديد . تاريكىهاى دنيا تر و خشك آن را فرا گرفت . پدر جان ! من تا آن وقتى كه تو را ملاقات نمايم تأسف ميخورم . پدر جان ! از موقع مفارقت تو چشم من بخواب نرفته . پدر جان ! كيست كه بداد بيوه زنان و بىنوايان برسد ، كيست كه تا روز قيامت بداد امت تو برسد . پدر جان ! ما بعد از تو ضعيف و ناتوان شديم . پدر جان ! مردم از ما رو گردان شده‌اند ، در صورتى كه ما بوسيلهء تو در ميان مردم معظم و بزرگ بشمار ميرفتيم . كدام اشك است كه در فراق تو فرو نريزد ! كدام غم و اندوه است كه بعد از تو براى مصيبت تو دائمى نباشد ! كدام پلك چشم است كه بعد از تو بخواب رود ! در صورتى كه تو بهار دين و نور پيامبران بودى ، چگونه است كه كوهها خراب نشدند و درياها فرو نرفتند و زمين طعمهء زلزله نگرديد ؟ پدر جان ! من دچار مصيبت بزرگى شدم ، اين مصيبت من مصيبت كوچكى نيست . پدر جان ! من مغلوب اين عزاى بزرگ و اين پيش آمد هولناك گرديدم . پدر جان ! ملائكه براى تو گريان شدند و افلاك از رفتار ماندند ، منبرت بعد از تو دچار وحشت و محرابت از وجود تو خالى شد ، قبر تو براى اينكه تو را در برگرفته خوشحال و بهشت به تو و دعا و نماز تو مشتاق گرديد . پدر جان ! آن مجالسى كه تو مىنشستى دچار ظلمت بزرگى شده‌اند . براى تو متأسفم تا اينكه به همين زودى نزد تو بيايم . ابو الحسن يعنى حضرت على تو را از دست داد ، همان ابو الحسنى كه : مؤمن ، پدر دو فرزند تو حسن و حسين ، برادر تو