گفتار در لواحق
و آن چند امر است .
اول در جنين است
جنين اگر روح در او دميده شده باشد و در اثر جنايت سقط شود ، ديهاش ديه كامل است يعنى هزار دينار ، البته به شرطى كه به خاطر مسلمان بودن پدر و مادرش محكوم به اسلام باشد و نيز فرزند برده نباشد و پسر بوده باشد چون اگر دختر باشد ديهاش نصف هزار دينار است . و در صورتى كه گوشت بر بدنش روييده و خلقتش تكميل شده باشد ولى هنوز روح در او دميده نشده باشد ، ديه اش صد دينار است چه پسر باشد و چه دختر ، و اگر از اين هم ناقصتر و به صورت مضغه باشد ديهاش شصت دينار است ، و اگر علقه باشد چهل دينار . و اگر نطفه او مستقر در رحم باشد ديه اش بيست دينار است كه در همه اين مراحل تفاوتى بين پسر و دختر نيست .
مسأله 1 - اگر چنين سقط شده ذمىباشد يعنى پدر و مادرش يهود يا نصرانى در ذمه اسلام باشند آيا ديه او يك دهم ديه پدر اوست و يا يك دهم ديه مادر او ؟ مسأله محل ترديد است ، هر چند كه اولى اقرب است .
مسأله 2 - در اسقاط جنينى كه روح آن حلول نكرده كفاره قتل بر جانى واجب نيست ، و ديه كامل و كفاره اسقاط جنين داراى روح هم وقتى واجب است كه جانى عالم به زنده بودن جنين صاحب روح شده است ، و اعتبارى به حركت هنگامى كه خبره شهادت دهند بر اينكه جنين صاحب روح شده است ، و اعتبارى به حركت جنين در شكم مادرش نيست مگر آنكه بدانند حركت از خود كودك است ، و با علم به زنده بودن جنين كفاره ديه با مباشرت در جنايت واجب مىشود .
مسأله 3 - اقوى آن است كه براى جنينى كه بين هر دو مرتبه ، مثلًا بين نطفه مستقر و علقه ، يا بين علقه و مضغه ، يا بين مضغه و بالا ترش واقع است غير از آنچه گفته شد چيز ديگرى واجب نيست ، پس اينكه بعضى گفتهاند بين دو مرتبه به حساب مرتبه بعدى ديهاى دارد ، درست نيست .
مسأله 4 - اگر زنى كشته شود و كودكى هم كه در شكم اوست فوت نمايد ، ديه زن ديه كامل است و ديه ديگرى براى مرگ فرزندش بر جانى واجب است ، حال اگر معلوم شد