مىگيرند . و ظاهراً منظور از حدث همان بول و غائط است نه باد ، كه اگر تنها باد از او خارج شود ديهاش ارش است .
فرع پنجم - اگر كسى دختر بكرى را با انگشت افضاء كند به طورى كه مثانه او پاره شود و نتواند بول خود را نگه بدارد ، هم خونبهاى او را مىدهد و هم مهريه زنان مثل او را .
مقصد دوم در جنايت بر منافع است
و اين چند مورد است :
مورد اول - عقل است . و ديه آن يك ديه كامل است و اما اگر در اثر جنايت عقل طرف به كلى زائل نشود ولى ناقص بشود ديهاش ارش است ولى در جنايتى كه موجب زوال عقل و يا نقصان آن شود ، قصاص نيست .
مسأله 1 - در زايل شدن يا نقصان عقل بين اينكه به خاطر ضربه بر سر او يا جاى ديگر او پيدا شده باشد و يا به علتى ديگر ، تفاوتى نيست پس اگر او را بترساند و اين سبب از بين رفتن عقل طرف شود ، بايد تمامىخون بهاى او را بپردازد و همچنين اگر از راه سحر و جادو آسيبى به عقل طرف برساند .
مسأله 2 - اگر جنايتى بر بدن كسى وارد آورد ، مثلًا سر او را بشكند ، يا دستش را قطع كند و همين سبب از بين رفتن عقل او بشود ، ديه اين دو جنايت تداخل نمىكنند بلكه هم ديه سرشكستن را بايد بدهد و هم ديه از بين بردن عقل او را . و در روايتى صحيح آمده اگر هر دو جناتى به يك ضربت واقع شود ، ديهها تداخل مىكنند و گرنه ، نه . لكن اصحاب از اين روايت اعراض كرده و به آن عمل نكردهاند و با اين حال نزديكتر به احتياط مصالحه است .
مسأله 3 - اگر در اثر جنايتى عقل طرف زايل شود و جانى ديه او را پرداخت كند و سپس عقل او به حال اول برگردد ، در اينكه جانى بتواند ديه را پس بگيرد محل تأمل است . هر چند كه برگشتن و به ارش رجوع كردن اشبه به واقع است .
مسأله 4 - اگر جانى و ولى مجنى عليه اختلاف كنند ، جانى بگويد عقل او ، نه زائل شده و نه نقصان پذيرفته و ولى مجنى عليه بگويد زائل شده و يا ناقص گشته مرجع تشخيص ، پزشكان اهل خبرهاند و در اعتبار قول اهل خبره بنابر احتياط ، هم عدالت معتبر است و هم اينكه دو نفر باشند . ممكن هم هست مردم عادى او را آزمايش كنند ، يعنى حال خلوت و غفلتش را زير نظر بگيرند ، ببينند كار عقلا را مىكند يا كار ديوانگان را ، اگر ثابت شد كه اختلال پيدا كرده كه همان است ، و اگر وصفش روشن نشد نه از ناحيه اهل خبره ،