دست گذشت .
بيستم : در ديه دندهها است
مسأله 1 - از كتاب ظريف بن ناصح روايت شده كه گفته است در مورد دندههاى سينه ، آن تعداد دندهاى كه آميخته با قلب است اگر بشكند جانى بايد براى هر عدد بيست و پنج دينار ديه پرداخت كند تا آنجا كه گفته است و اما دندههايى كه سمت دو بازو واقع است ، ديه شكستن هر دنده ، ده دينار است لكن منظور از اين سخن معلوم نيست . آيا خواسته است فرق بگذارد بين آن طرف دندهها كه سمت قلب است و بين طرف ديگر كه سمت بازو است ؟ و يا آنكه فرق بگذارد بين دندهاى كه بر قلب احاطه دارد و آن را حفظ مىكند ، با دندههاى ديگر ؟ و يا منظور تفصيل بين دندههاى سينه و جلو ، و دندههاى پشت و پهلو كه سمت بازوها و تا پشت كشيده شده است ، مىباشد ؟ به نظر مىرسد و احتمال داده مىشود كه در نقل كلام او تصحيفى رخ داده و به جاى فيما حاط القلب يعنى قلب را حفظ مىكند ، كه از حاط يحوط به معناى حفظ كردن و حراست نمودن است ، ناقل آن را به لفظ خالطه آورده باشد . احتمال هم دارد كلمه خالطه تصحيف شده از كلمه احاط باشد و اصل نسخه اين بوده باشد كه بين دندههايى كه قلب را احاطه كرده با ساير دندهها فرق هست ، بنابراين ، احتمال اقوى در مورد دنده سمت چپ سينه كه قلب را احاطه دارد ، اين است كه ديه هر يك بيست و پنج دينار و در غير آن دندهها رعايت احتياط به اين است كه جانى و مجنى عليه با يكديگر صلح كنند و اين احتياط ترك نشود مخصوصا نسبت به دندههاى سمت راست كه مجاور دندههاى محيط به قلب است ، هر چند كه عدم وجوب بيش از ده دينار در غير دندههاى محيط به قلب خالى از قرب نيست .
بيست و يكم : در ديه ترقوه است
مسأله 1 - ديه شكستن هر دو ترقوه ديه كامل است و ديه هر يك از آن دو اگر بشكند و به طورى شكستهبندى شود كه عيبى در آن نماند ، چهل دينار است .
مسأله 2 - اگر يكى از دو ترقوه كسى بشكند و بهبودى نيابد ، ظاهر اين است كه جانى بايد نصف ديه را به مجنى عليه پرداخت كند و اگر ناقص و معيوب بهبودى يابد نيز بنابر احتياط - اگر نگوييم بنابر اقوى - همان ديه را مىپردازد . ولى بعضى از فقها گفتهاند در