پاره شود چيزى به جز ديه حشفه بر او نيست ، و اگر ملازم نباشد بلكه پارگى مجرى جنايتى اضافى باشد ، براى حشفه همان كه گفته شد مىپردازد و براى پارگى ارش است .
مسأله 4 - اگر جانى قسمتى از حشفه كسى را قطع كند و جانى ديگر و يا هم او ، آلت را به كلى و از آخر قطع نمايد در قطع حشفه ديه است و در قطع باقى ارش است ، و اگر بعضى از حشفه را قطع كند و ديگرى بقيه آن را ، هر يك به حساب مساحت ديه مىپردازد .
مسأله 5 - اگر بعضى از حشفه را قطع كند و جانى ديگر آلت را از بيخ قطع كند ، در قطع بعضى حشفه حساب به مساحت است و در قطع بقيه آلت چند وجه است : يكى ارش ، دوم حساب به نسبت ، سوم ارش نسبت به مابقى ، چهارم ، ديه كامل و وجيهتر از آنها احتمال اول و نزديكتر به احتياط وجه آخر است .
مسأله 6 - در قطع آلت مردى كه دچار عنن است يعنى آلت مرديش بر نمىخيزد ثلث ديه است . و همچنين در قطع آلت فلج و در قطع بعض چنين آلتى حساب به نسبت مساحت است و بعيد نيست كه حساب به نسبت آن قسمت با مجموع آلت باشد نه با خصوص حشفه .
مسأله 7 - اگر نصف آلت مردى را به حسب طول قطع كند و نصف باقيمانده از كار نيفتد و خللى از فلجى و مانند آن حاصل نشود ، بايد نصف خونبها را بدهد ، و اگر در باقيمانده خللى از قبيل فلج ايجاد كند نصف ديه را به خاطر قطع نصف آلت مىدهد و دو ثلث نصف باقيمانده را به خاطر فلجى ، در نتيجه پنج ششم ديه را بايد پرداخت كند .
مسأله 8 - در آلت مردى خنثاى مشكل يا خنثايى كه معلوم شود زن است ارش است .
شانزدهم : در ديه دو بيضه است
مسأله 1 - ديه هر دو بيضه خون بهاى كامل است حال آيا در هر يك از آن دو نصف ديه است و يا ديه بيضه سمت چپ دو ثلث آن و در سمت راست يك ثلث آن است ؟ دو احتمال است كه وجيهتر احتمال دوم است و به احتياط نزديكتر آن است كه بگوييم اگر كندن آن دو در دو نوبت واقع شده باشد ، در قسمت چپ دو ثلث و در سمت راست نصف خونبها است .
مسأله 2 - در ديه كندن اين عضو تفاوتى نيست بين صغير و كبير و پيرمرد و جوان و بين كسى كه آلتش سالم است و كسى كه آلت او ناسالم است و بين آلت فلج و غير فلج و آلت عنين و غير عنين .
مسأله 3 - در آماس بيضهها چهارصد دينار است و اگر باد كردن آنها آنقدر زياد شود كه