امتناع به قتل برسد ، حال اگر توبه كرد و شخصى بىخبر از توبه او و به خيال اينكه هنوز ارتدادش باقى است او را به قتل برساند بعضى از فقهاء گفته اند قصاص مىشود يعنى صاحبان خون او مىتوانند آن شخص را قصاص كنند ، ولى اقوى آن است كه نمىتوانند قصاص كنند و تنها مىتوانند از مال او خونبها طلب كنند .
مسأله 8 - اگر مرتدى ، مسلمانى را عمداً به قتل برساند ولى آن مسلمان مىتواند قاتل را به عنوان قصاص بكشد و حق ولى در كشتن او به عنوان قصاص مقدم است بر حق حاكم در كشتن او به عنوان ارتداد ، بله اگر ولى او قاتل را عفو كند و يا با گرفتن مالى از وى مصالحه نمايد آن وقت به علت ارتداد كشته مىشود .
مسأله 9 - ارتداد به دو طريق ثابت مىشود ، يكى شهادت دو نفر شاهد عادل ، دوم به اقرار خود مرتد ، و احتياط آن است كه آثار ارتداد را بعد از دوبار اقرار مترتب كنند ، و ارتداد كسى با شهادت زنان چه به تنهايى و چه به انضمام مرد ثابت نمىشود .
گفتار در وطى حيوانات و ميت انسان
مسأله 1 - در وطى حيوانات حدى معين نشده و حاكم مرتكب آن را تعزير مىكند و مقدار تعزير هم بستگى به نظر حاكم دارد ، و در تعزير شرط است كه مرتكب در حال ارتكاب بالغ و عاقل و مختار باشد و پاى اشتباه در بين نباشد بنابراين كودك نابالغ تعزير نمىشود و اگر مميز باشد و تأديب حاكم در او مؤثر باشد حاكم به هر مقدار كه صلاح بداند او را مجازات مىكند ، و نيز ديوانه اگر چنين كند تعزير ندارد هر چند ادوارى باشد ولى در دور جنونش مرتكب شده باشد ، و بر مكره يعنى كسى كه از ناحيه شخص زورمندى تهديد شده باشد تعزير نيست و همچنين بر مشتبه كه حكمش بيان شد .
مسأله 2 - تحقق چنين جرمى به چند طريق اثبات مىشود :
اول - به شهادت دو شاهد عادل و در اين جرم شهادت زنان پذيرفته نيست نه به تنهايى و نه به انضمام شهادت مردان .
دوم - به اقرار خود مرتكب كه اگر اقرار كند من چنين كارى را مرتكب شدهام و حيوان هم ملك خود او باشد تعزير مىشود ، و اما اگر حيوان مال ديگرى باشد با اقرارش تنها تعزيرش ثابت مىشود ، اما ساير احكام حيوان وطى شده بر آن حيوان جارى نمىشود مگر آنكه مالك حيوان مرتكب را تصديق كند كه در اين صورت آن احكام جارى است .
مسأله 3 - اگر اين عمل به طور مكرر از كسى سر زده باشد و بعد از هر ارتكابى مجازات نشده باشد لازم نيست براى هر ارتكاب يك بار مجازات شود ، و اما اگر بعد از هر