مسأله 2 - در حكم به ارتداد مرتد چند چيز شرط است :
اول - اينكه به حد بلوغ رسيده باشد بنابراين كودك نابالغ هر چند نزديك به بلوغش مرتد شود حكمىندارد .
دوم - اينكه عاقل باشد پس ارتداد ديوانگان هر چند ادوارى و در دور جنونش باشد اعتبار ندارد .
سوم - اينكه آزادانه مرتد شده باشد نه با اكراه و تهديد كسى .
چهارم - با قصد مرتد شود ، پس ارتداد بدون قصد نظير شوخى و سهو و غفلت و بيهوشى و خواب بىاعتبار است ، و اگر به حدى غصب كرده باشد كه عنان اختيار از دست داده باشد و نفهمد چه مىكند و چه مىگويد و در اين حال سخنى بگويد حكم به ارتدادش نمىشود .
مسأله 3 - اگر از كسى سخنى شنيده شود كارى كند يا حرفى به زبان آورد كه باعث ارتدادش باشد و سپس ادعا كند اشتباه زبانى بوده و آن احتمال نيز داده شود ادعايش قبول مىشود ، و نيز اگر بينه اقامه شود بر اينكه وى سخنى گفته و او ادعاى اكراه يا سبق لسان كند از او پذيرفته نمىشود .
مسأله 4 - فرزند نابالغ مرتد ملى قبل از آنكه خودش مرتد شود به حكم مسلمان است ، و اگر بعد از رسيدن به حد بلوغ كافر شود او را توبه مىدهند ، اگر توبه كرد هيچ و گرنه كشته مىشود ، و همچنين فرزند نابالغ مسلمان اگر بعد از رسيدن به بلوغ و قبل از اظهار اسلام كافر شود ابتدا او را توبه مىدهند اگر نپذيرفت كشته مىشود ، پس اين دو صورت يعنى ارتداد فرزند مرتد فطرى و فرزند مسلمان حكم مرتد فطرى را ندارند كه در مسأله اول گفتيم توبه او پذيرفته نيست ، بلكه اين دو قسم فرزند را اول توبه مىدهند اگر توبه كردند قبول مىشود و اگر نكردند آن وقت كشته مىشوند .
مسأله 5 - اگر كسى كه كافرزاده بوده و سپس مسلمان شده به طور مكرر مرتد شود بعضى گفتهاند در نوبت سوم كشته مىشود ، و بعضى ديگر گفتهاند در نوبت چهارم كشته مىشود كه اين نزديكتر به احتياط است .
مسأله 6 - اگر مرتد ملى همين كه مرتد شد و سخنى گفت قبل از آن كه توبه را به او پيشنهاد كنند ديوانه شود كشته نمىشود ، و اما اگر بعد از اين پيشنهاد و نپذيرفتن توبه ديوانه شود كشته مىشود ، چون همان نپذيرفتن توبه خونش را مباح كرد ، لكن مرتد فطرى كه توبه ندارد همين كه سخنى از او سر زد كشته مىشود هر چند كه توبه بعد از سخن ديوانه شده باشد .
مسأله 7 - كسى كه كافرزاده بوده و مسلمان شده گفتيم بايد حاكم او را توبه دهد و بعد از
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: السيد الخميني
ص٦٢٤