افراد زمين گير و نابينا و عقبماندگان فكرى نيز مستثناء هستند يا نه ؟ در آن تردد است و اشبه آن است كه جزيه از آنها ساقط نيست ، از اين چند طايفه گذشته جزيه را از تمامىافراد مىگيرند حتى روحانيون و فقرايشان ، لكن به فقرا مهلت مىدهند تا براى پرداخت جزيه تمكن پيدا كنند .
مسأله 7 - جايز نيست در عقد ذمه شرط شود كه جزيه يا بعضى از آن را از زنان نيز بگيرند و اگر چنين شرطى در عقد جزيه ذكر شود تنها همان شرط باطل است و عقد جزيه باطل نمىشود ، و اگر سپاه اسلام قلعهاى از اهل كتاب را به محاصره خود درآورد و قبل از بستن عقد جزيه به كيش خود باقى بمانند پذيرفته نمىشود و حتى بعد از عقد جزيه نيز اين درخواست قبول نمىشود .
مسأله 8 - كسى كه مجنون دائمىاست مادامىكه سالم نشده از پرداخت جزيه معاف است و اگر سالم شد و بهبوديش يك سال دوام پيدا كند مشمول جزيه مىشود ، و اگر جنونش ادوارى است يعنى مدتى ديوانه و مدتى سالم است بعضى گفتهاند طبق حالت غالبى او با عمل مىشود اگر حالت غالبى او جنون است جزيه از او نمىگيرند و اگر سلامتى است و جنونش گاه گاهى است مشمول جزيه مىشود لكن اين سخن محل اشكال است و در اصل ثبوت جزيه او اشكال و تردد است .
مسأله 9 - هر كودك نابالغ از اهل كتاب كه به حد بلوغ برسد امر مىشود به اسلام يا پرداخت جزيه ، اگر از پرداخت آن سر باز زند كافر حربى شمرده مىشود ، و واجب است بعد از بلوغ كودكانشان عقد جزيه با آنها بسته شود و عقدى كه با پدرانشان بسته شده بود كافى از آنان نيست و وقتى عقد بسته شد بعد از گذشتن يك سال از روز بسته شدن عقد جزيه خود آنان بايد جزيه را بدهند ، و سال پرداخت پدرانشان با سال خود آنان يكى نمىشود بلكه هر فردى سال جزيه خود را دارد و اگر كودكى در حال سفاهت و كمعقلى به حد بلوغ برسد عقد جزيه بستن با او موقوف به اذن ولى اوست .
مسأله 10 - اگر جوانى از اهل كتاب كه تازه به حد بلوغ رسيده در پاسخ دعوت اسلام كه بايد يا جزيه دهد يا مسلمان شود و يا محكوم به مرگ شود زير بار جزيه نرفت و مسلمان هم نشد كشتن او جايز نيست بلكه او را به مأمنش بر مىگردانند چون او داخل در امان پدرش است .
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 628
مساهمون: السيد الخميني
ص٦٢٨