مسأله 8 - اگر به مقدار و ارزش نصاب ، در داخل حرز ببلعد ، سپس اگر در جوف او از بين برود شود مانند طعام ، ( عضو وى ) قطع نمىشود و اگر از بين نرود ليكن بيرون آوردن آن متعذر باشد نه قطعى است و نه دزدى و اگر بيرون آوردن آن از جوف او متعذر نباشد ، حتى اگر بنا بر عادت او خارج شود ، در حالى كه در جوف او مىباشد ، پس در قطع و عدم آن دو وجه است ، كه نظر شبيهتر به واقع در صورتى كه اينچنين بلعيدن به خاطر دزدى باشد ، قطع است و گرنه قطعى در كار نيست .
فصل ششم : حد محارب
مسأله 1 - محارب كسى است كه اسلحهاش را برهنه مىكند يا آن را مجهز و آماده مىكند براى آنكه مردم را بترساند و مىخواهد در زمين فساد نمايد چه در خشكى باشد چه در دريا ، چه در شهر باشد يا در غير آن ، چه در روز باشد چه در شب و در صورت تحقق آنچه كه بيان شد ، شرط نيست كه از اهل ريبه باشد و مرد و زن در آن مساوى هستند و در ثبوت آن براى كسى كه با قصد مذكور ، اسلحهاش را بيرون بكشد ، در حالى كه او فرد ضعيفى است كه از ترساندنش ، براى هيچكس ترسى پيدا نمىشود بلكه در بعضى از احيان و اشخاص ( چنين ترسى ) محقق مىشود ، ظاهر آن است كه ( چنين شخصى ) داخل در محارب است .
مسأله 2 - اين حكم براى طليع ثابت نيست و طليع كسى است كه مراقب و نگهبان قافلهها و مانند آنها است تا به دوستانش از راهزن خبر دهد ، و همچنين اين حكم بر ردء نيز ثابت نيست و ردء كسى است كه براى ضبط اموال ، معاونت و كمك مىكند و همچنين اين حكم براى كسى كه شمشيرش را بيرون بكشد يا سلاحش را تجهيز كند تا محارب را بترساند و فساد او را دفع كند يا كسى را كه به او قصد سوء نموده دفع كند و مانند اينها از آنچه كه قطع فساد است نه افساد ثابت نمىشود .
مسأله 3 - اگر بدون سلاح به شخص ديگرى حمله كند تا مال وى را بگيرد يا او را به قتل برساند ، جايز است بلكه دفاع در دومى ( دفاع از نفس ) واجب است ولو اينكه به قتل وى منجر شود ليكن حكم محارب بر او ثابت نيست و اگر مردم را با تازيانه و عصا و سنگ بترساند در ثبوت اين حكم ( بر وى ) اشكال است بلكه در دو تاى اولى عدم ( ثبوت حكم محارب بر وى ) نزديكتر به واقع است .
مسأله 4 - محاربه با يك مرتبه اقرار و بنا بر نظر نزديكتر به احتياط با دو مرتبه اقرار و نيز با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود و شهادت زنان چه به صورت جداگانه و يا به