هريك يك حد است چه براى مطالبهى حد يك جا و به صورت جمعى بيايند يا نه ( چه به صورت تك تك ) و اگر بگويند : « اى پسر دو زناكار » پس حد براى هر دو است ( به خاطر هر دو زناكار ) و قذف با لفظ واحد و يك لفظ است پس در صورت اجتماع براى مطالبه ، يك حد است و در صورتى كه در پى هم و يكى پس از ديگر براى مطالبهى حد بيايند دو حد مىخورد .
احكام حد قذف
مسأله 1 - قذف با اقرار ثابت مىشود و بنا بر نظر نزديكتر به احتياط معتبر است كه دو بار باشد بلكه اين نظر خالى از وجه نيست و در اقراركننده بلوغ و عقل و اختيار و قصد شرط است و نيز قذف با شهادت دو شاهد عادل اثبات مىشود و به شهادت زنان چه به صورت جداگانه و يا به ضميمهى مردها ثابت نمىشود .
مسأله 2 - حد در قذف هشتاد ضربه شلاق است چه افترازننده مرد باشد يا زن و به طور متوسط در شدت زدن به طورى كه به حد ضرب زدن در زنا نرسد و بر روى لباسهاى عادى قذفكننده و نه به صورت برهنه زده مىشود و ضربات به كل بدن او به غير سر و صورت و عورت زده مىشود و بنا بر رأى مشهور قاذف ميان مردم مشهور و شناسانده مىشود تا از شهادتش جلوگيرى شود ( تا شهادتش پذيرفته نشود ) .
مسأله 3 - اگر حد با تكرار قذف تكرار شود نظر نزديكتر به احتياط آن است كه در مرتبهى چهارم كشته مىشود و اگر قذف نمايد سپس حد بخورد و بعد بگويد : « به راستى كه آنچه گفتم حق است » در مرتبهى دوم تعزير مىشود و اگر شخصى به يك سبب ده مرتبه قذف نمايد به اينكه بگويد « تو زناكارى » و آن را تكرار نمايد بر او يك حد مىباشد و اگر مقذوف ( قذف شده ) متعدد بشود ، حد تعدد پيدا مىكند و اگر « مقذوفبه » ( ناسزا ) متعدد باشد به اينكه بگويد : « تو زناكارى » ، « تو لواط كارى » بنابراين در تكرار حد اشكال است ولى نظر نزديكتر به واقع تكرار آن است .
مسأله 4 - در صورتى كه حد بر قاذف ثابت شود حد از او ساقط نمىشود مگر با تصديق مقذوف ( يعنى مقذوف قاذف را در حرفى كه زده تصديق كند ) حتى اگر يك مرتبه باشد و نيز حد ساقط مىشود با بينهاى كه به وسيلهى آن زنا ثابت مىشود و نيز به عفو و اگر عفو كند سپس باز گردد رجوع او اثرى ندارد و در قذف زوجه ، با لعان نيز ( حد قذف ) ساقط مىشود .
مسأله 5 - اگر دو نفر يكديگر را قذف نمايند حد ساقط شده و هر دو تعزير مىشوند ،