مسأله 3 - اگر زن شرط نمايد كه تجارت او را از بين نبرد بايست به اين شرط وفا كرد . بله اگر بعداً اين اجازه را بدهد جايز است چه در دائم چه در منقطع .
مسأله 4 - اگر زن شرط نمايد كه او را از شهر خودش بيرون نبرد و يا در شهرى معين يا كافهاى مخصوص به او مسكن دهد ، آن شرط لازم است .
قسمت ، نشوز و شقاق
به هر يك از زن و شوهر نسبت به ديگرى حقوقى وجود دارد كه واجب است براى اداى آنها قيام نمايند هر چند كه حقّ شوهر بسيار بزرگ است . از جمله حقوق شوهر كه بر گردن زن است ، اين است كه او را اطاعت نمايد و از او نافرمانى نكند . بدون اذن او از خانه خارج نشود حتّى اگر براى ديدن خويشاوندان خود باشد و يا پدرش و يا حتى ختم مرگ او باشد . بلكه در حديث آمده است كه در مقابل همسر ، هيچگونه اختيارى در مال خودش ندارد و بدون اذن شوهر نمىتواند مال خود را صدقه بدهد و يا به ديگرى ببخشد و يا نذر نمايد مگر در مسأله حج و زكات يا احسان و كمك به پدر و مادر و خويشاوندان خود كه در جاى خودش بررسى مىگردد ، امّا حق زن بر گردن شوهر اين است كه او را سير نمايد بپوشاند و اگر از روى نادانى كارى را انجام داد او ببخشد و ترشرويى ننمايد همانطور كه در اخبار آمده است و تفصيل آن در جاى خودش مىآيد .
مسأله 1 - كسى كه داراى يك همسر است آن همسر حق هم خوابى در همهء شبها را ندارد . و بنابر اقوى هر چهار شب يك بار هم حق ندارد و تنها حقى كه دارد اين است كه از او دورى ننمايد به طورى كه معلوم نباشد كه او شوهر دارد و يا گمان رود كه شوهرش طلاقش داده است فقط همين مقدار كافى است . بله حقّ جماع دارد . و آن هم هر چهار ماه يك بار است كه آن هم حكمش گذشت . ولى اگر بيشتر از يك زن داشته باشد در صورتى كه شبى پيش يكى از آنها بخوابد ، واجب مىشود كه يك شب هم نزد ديگران بخوابد . بنابراين اگر داراى چهار همسر است در صورتى كه شبى را با يكى طى نمايد واجب است شبى را نيز به ديگران اختصاص دهد و يكى از آنان را بر ديگرى ترجيح و برترى ندهد . ولى اگر چهار زن دائم نداشته باشد جايز است كه يكى را به ديگران ترجيح و برترى دهد مانند اينكه اگر داراى دو همسر دائمى است مىتواند سه شب نزد يكى و يك شب هم كنار ديگرى باشد و اگر سه نفر باشند مىتواند دو شب نزد يكى از آنها باشد و دو شب هم نزد آن دو نفر باشد . مشهور اين است كه كسى كه داراى چهار همسر است از هر چهار شب سه شب مال خود اوست و يك شب آن مال همسرش و در