تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
مسأله 21 - حال اگر در اصل مهريه مدّت و مقدار آن توافق باشد و فقط مرد ادعا نمايد كه مهريه را داده‌ام اگر شاهدى نياورد قول زن با شرط قسم خوردن مقدّم مىشود . مسأله 22 - در صورتى كه مرد مهريه‌اى را كه براى زن معين شده است را پرداخت نمايد و زن بعداً زن ادعا نمايد آنچه را كه دريافت كرده هبه بوده است و زن بگويد كه خيرصداق تو بوده است بعيد نيست كه دعوا به صورت تداعى باشد و مسأله احتياج به تأمل و دقت دارد . مسأله 23 - اگر مردى براى پسر صغير خود زنى بگيرد اگر آن پسر خود صاحب مال باشد ، مهريهء همسرش نيز بر عهدهء اوست و اگر نداشته باشد مهريه به عهدهء پدر شوهر است . پس اگر پدر از دنيا رفت مهريهء عروس از اصل تركه برداشت خواهد شد ؛ چه اينكه فرزندش در زمان مرگ بالغ و توانگر شده باشد و چه اين گونه نباشد . بله اگر پدر زمانى كه آن دختر را براى پسرش عقد مىكرد خود را از پرداخت مهريهء دختر تبرئه نمايد برىالذمه مىگردد . مسأله 24 - اگر پدر به خاطر فقر فرزند مهريهء همسر او را پرداخت نمايد و آنگاه نيز فرزند به حد بلوغ برسد و قبل از اينكه دخول نمايد زن را طلاق دهد ، حق دارد كه نصف آن مهريه كه پدرش به همسرش داده است را پس بگيرد . و اگر پس گرفت مال پسر است نه پدر .

خاتمه در شروط ضمن عقد

مسأله 1 - هر شرطى كه مشروع باشد ، مىتوان ضمن عقد نكاح نيز شرط كرد . و بر هر كس كه شرط عليه او واقع شده است واجب است كه به آن دفاع نمايد . همانند ساير عقود و معاملات . امّا در معاملات اگر وفا نكرد صاحب شرط داراى حق خيار مىگردد ولى در نكاح صاحب خيار نمىشود بله اگر شرط وجود صفتى معيّن باشد مانند بكارت و شيعه بودن ، و بعد از عقد معلوم شد كه وجود نداشت ، صاحب شرط داراى خيار و شرط مىگردد و به آن قبلًا اشاره شد . مسأله 2 - اگر در ضمن عقد نكاح شرطى كه مخالف شرع است اشتراط شود ؛ مانند اينكه زن شرط نمايد هر زمان كه خواست از منزل بيرون برود و هر جايى كه خواست برود و شوهر نيز مانع او نشود و يا اينكه شرط نمايد كه شوهر حق ديگر همسرش را ندهد و يا شرط نمايد كه زن ديگرى نگيرد و يا كنيزى نياورد شرط باطل است و عقد و مهريه صحيح است حتى اگر بگوييم شرط فاسد عقد را نيز فاسد مىكند .