تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
نمىشود . در صورتى دخول زن مستحقّ مهرالمثل است . البته در عقدى كه شوهر مسلمان نيست تفصيل دارد . مسأله 3 - در عقد نكاح لازم است مهريه طورى معين گردد كه از ابهام درآيد ، بنابراين اگر زنى را عقد كنند يا مهريهء يكى از دو چيز و يا سوختن دو لباس و . . . در اين صورت مهريه باطل ، ولى عقد صحيح است . و اگر دخولى هم صورت‌پذيرد زن مستحق مهرالمثل است . بلى تعيين مهريه‌اى به آن صورتى كه در معاملات رايج است ، لازم نيست ، پس اگر حاضر است مشاهدهء مهريه كافى است هر چند كه مقدار آن را به كيل ، وزن و تعداد و . . . . . نداند ؛ مانند اينكه زن در مقابل اين گونه از گندم عقد نمايند يا اين كه . . . . . . . . . . . . مسأله 4 - در صحت عقد ، ذكر مهريه شرط نيست . بنابراين اگر زنى را عقد نمايند و اصلًا مهريه‌اى براى او معين نشود و حتى اگر تصريح به آن شود كه من مهريه نمىدهم صحيح است . اين عقدى كه در آن مهريه‌اى وجود ندارد را « تفويض بُضع » مىگويند و زنى كه بدون مهريه به عقد در آمده است را « مفوّضه البضع » مىگويند . مسأله 5 - در صورتى كه عقد بدون مهريه باشد ، زن قبل از دخول مستحق هيچ‌گونه ، مهريه‌اى نيست . مگر اينكه او را طلاق دهند كه در اين صورت به حدّ توانايى مرد چيزى به او به عنوان مهريه داده مىشود كه به آن « مهرالمتعه » مىگويند و اگر قبل از دخول به هر علّتى غير از طلاق از يكديگر جدا شدند زن اين مقدار را هم مستحق نيست و همچنين است در صورتى كه مرد از دنيا برود ، همچنين اگر مرد از دنيا برود و ورثه زن چيزى از او به ارث نخواهد برد و مستحق چيزى از شوهر آن زن نيستند . ولى اگر زن مدخوله باشد مستحق مهرالمثل است و ورثه او نيز مهرالمثل را از شوهر مستحق هستند . مسأله 6 - احتياط در مهرالمثل به خصوص در زمانى كه بيشتر از مهرالسنّه باشد آن است كه با يكديگر مصالحه نمايند ؛ امّا در غير اين مورد هر جا كه سخن از مهرالمثل آمد اين است كه ملاحظهء حال زن و صفات او بشود ؛ به اين معنى كه صفات او اعم از سن ، بكارت ، نجابت ، عفت ، عقل ، شرافت ، جمال و كمال او در نظر گرفته شود . و احتياط آن است تمام جوانبى كه در زيادت و كم شدن مهريه اثر دارد ملاحظه گردد . مانند خويشاوندان و عشيرهء او ، و حتى شهرى كه در آن جا زندگى مىكند و ساير خصوصيات او را نيز در نظر بگيرند . مسأله 7 - اگر چيزى را مهريه قرار دهند كه هيچ كس مالك آن نمىگردد مانند آنكه انسان آزاد را مهريه قرار دهند و يا چيزى را مسلمان مالك آن نمىشود مهريه قرار دهند ، عقد صحيح و مهريه باطل است . و اگر دخول صورت پذيرد ، مستحق مهرالمثل است و همين حكم در جايى كه زن خيال مىكرده قابل مالكيت است هم جارى است .
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 413 | السيد الخميني / محمد موسوى بجنوردى