تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مىشوند ، پس هر كس به هر مقدارى كه از اين معادن برداشت نمايد مالك آن مىگردد حتى اگر مقدارى كه برداشته بيشتر از نيازى باشد كه غالباً به آن دارد و هر مقدارى را هم كه بر ندارد به همان حالت اشتراكى و مشترك باقى خواهد ماند و اين گونه نيست كه چون اوّل او از آن برداشته است مالك آن مىگردد . و نزديك‌تر به احتياط آن است كه آن قدر از آن برداشت نكند كه موجب در تنگنا قرار گرفتن ديگران گردد . ولى معادنى كه داخل زمين است زمانىملك انسان مىگردد كه آن را احياء نمايد ؛ به اين معنا كه خاك و سنگ‌هاى روى آن را بردارد و اگر هم لازم باشد آن را حفارى نمايد تا به رگه‌هاى آن معدن برسند . قبلًا گفته شد كه هر كسى كه چاهى حفر نمايد مالك آن چاه است در صورتى كه به آب رسيد به تبع مالكيّتِ چاه ، مالك آب هم مىشود حال اگر در معدن كار كرد امّا به رگه‌هاى معدنى نرسيد و كار را رها كرد ، آن مقدار كه كار كرده حكم تحجير را دارد ؛ به اين معنى كه باعث اولويّت او نسبت به آن معدن مىگردد ، امّا معدن را ملك او نمىكند . مسأله 33 - اگر شروع به احياء معدنى كرد و سپس كارش تعطيل شد ، حاكم او را مجبور مىكند كه يا كار را به اتمام برساند و يا از آن دفع يد نمايد ؛ در صورتى كه معاذيرى داشته باشد حاكم به او فرصت مىدهد كه عذر را بر طرف سازد و بعد از آن او را به يكى از دو كارى كه قبلًا در بحث احياء موات گفته شد ، الزام مىنمايد . مسأله 34 - اگر زمينى را به عنوان مزرعه و يا مسكن احياء نمايد و ناگهان در آن معدنى كشف گردد به تبع مالكيت به آن زمين ، مالك معدن نيز مىگردد ، چه از اوّل از وجود معدن خبر داشته يا نه بنابراين حكم‌اش فرقى نمىكند . مسأله 35 - اگر مالك معدن به كسى بگويد كه در اين معدن كار كن و نصف هر آنچه كه از آن استخراج كردى مال تو باشد اگر به عنوان اجاره باشد باطل است ولى اگر به عنوان جُعاله باشد ، صحيح است .