تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
نباشد و به اين خاطر هم ما بين مالكين نزاع در افتد و هر كس بخواهد كه قبل از ديگرى آب را بگيرد آن كس مقدّم است كه قبل از ديگران زمين خود را احياء كرده است البته اين در صورتى است كه مؤخّر و مقدّم آنان معلوم باشد . و معيار و ملاك آب بردن احياء است نه نزديكى و دورى به محل آب . اما اگر معلوم نباشد كه كدام يك زودتر احياء كرده‌اند كسى ملكش به آب نزديك‌تر است و بالاتر از همهء آنها قرار دارد ، آب را اوّل مىبرد . و همين گونه تا فرد آخر ، هيچ يك از مالكين حق ندارند آب را بر روى زمين خود نگه دارند . كسى كه درزمين خود نخل كاشته است نبايست آب از پشت پاى او تجاوز نمايد هر چند جوازش تا بالا آوردن تا ساق نيز خالى از قوت نيست و اگر درخت ديگر كاشته نبايست بيش از قدم بالا بيايد و اگر زرع كرده نبايد بيش از پشت انگشت پا شود . مسأله 30 - نهرهاى ملكى كه از رودخانه‌هاى بزرگ گرفته شده‌اند در صورتى كه بين مالكين آنها درگيرى و نزاع رخ دهد ، و رودخانه هم نتواند در يك زمان تمام آن نهرها را پر از آب كند ، همانند مسأله قبل عمل مىگردد و . . . . مسأله 31 - اگر نهر ملكى كه مشترك است ، احتياج به لايه روبى پيدا كند و نياز به اصلاح و ديوار بندى پيدا كرده و مانند اين كارها ؛ در صورتى كه همهء مالكين بر اين كار اقدام كنند كه مخارج آن بين آنها به نسبت مالكيّت بر نهر تقسيم مىشود . حال چه به اختيار خود عمل كرده باشند و چه از ناحيهء شرع و حاكم و يا قاهرى ، الزام شده باشند ؛ مانند اينكه نهر متعلّق به عده‌اى صغير و ديوانه باشد كه آنها تحت ولايت حاكم هستند و ولىّ هم تعمير آن را واجب بداند اگر برخى اقدام كنند و برخى اقدام نكنند ، ممتنع از آن به اين كار اجبار نمىشود و اقدام كنندگان هم حقّ ندارند كسانى را كه اقدام نكرده‌اند را به پرداخت هزينه‌ها اجبار نمايند ؛ مگر آنكه خودشان اقدام را درخواست كرده باشند و گفته باشند كه اگر شما اين كار را انجام دهيد ما سهم خود را از هزينه‌ها پرداخت مىكنيم . بله ، اگر نهر بين فرد كامل و فرد قاصر مشترك باشد ، و تعمير نهر هم بدون مشاركت فرد قاصر ممكن نباشد و كامل به تنهايى از عهدهء هزينه‌هاى آن بر نيايد ؛ در اين صورت ، بر ولىّ قاصر واجب است كه در صورت مصلحت مولّى عليه خود ، سهم مولّى عليه را به شركاء بدهد تا نهر تعمير گردد . مسأله 32 - يكى از مشتركات ديگر ، معدن است . معدن يا روى زمين ظهور دارد ، به اين معنى كه استخراج از آن نيازى به كندن كوه . . . . . ندارد . همانند معدن نمك ، قير و گوگرد و . . . . يا معدنى كه روى زمين و ظاهر آن نيست و نياز به حفارى و كندن زمين وارد ؛ مانند معدن طلا ، نقره ، مس ، قلع ، و يا نفت كه استخراج آن نياز به حفر چاه دارد . و در اين دوران نيز بيشتر همين طور است . معادنى كه ظاهر هستند به وسيلهء حيازت ملك انسان