حق را به خصوص در مسجد مسلّم گرفتهاند . و احتياط در اشغال نكردن جاى ديگران است به خصوص در جايى كه فرد اول به خاطر ضرورتى از مسجد بيرون رفته باشد ؛ مانند اينكه خواسته طهارت نمايد و قضاء حاجتى كند و مانند اينها .
مسأله 17 - گذاشتن رحل كه مقدمهء نشستن است بنابر ظاهر مثل خود نشستن است و حق اولويت مىآورد . البته ، اين در صورتى است كه رحل او جاى يك نمازگذار را و يا بيشتر از آن اشغال نمايد و نه كمتر از آن باشد . مانند جاى يك مسواك يا تسبيح و . . . . . . .
مسأله 18 - بين گذاشتن رحل و آمدن صاحب آن نبايست مدّت زمان زيادى طول بكشد كه آن محل تعطيل شود ؛ اگر اين اتفاق افتاد رحل گذاشتن هيچ حقى را اثبات نمىكند . و بر ديگران جايز است كه جاى او را اشغال كرده و به نماز مشغول شوند . البته اين در صورتى است كه رحل او مكان را اشغال كرده و با وجود آن نتوان نماز خواند و اگر اينگونه نباشد ، آن را به حال خود مىگذارند . و ظاهراً اگر آن را بردارند ضامن مىشوند تا آن را به صاحبش برسانند ؛ همين حكم در جايى كه فرد سابق به كلى اعراض كرده باشد امّا رحلش در آنجا باقى بماند نيز جارى است .
مسأله 19 - مشاهد مشرّفه انبياء امامان ( ع ) همه مانند مسجد است ؛ زيرا مسلمين در استفاده در آنها نيز برابرند چه آنهايى كه اهل مسجد هستند و چه كسانى كه از جاى ديگر بيايند . هر كس جلوتر جايى از اين مشاهد را تصرف كند هيچ كس حق ندارد او را از آنجا بلند كند . آيا در اين مشاهد زيارت نسبت به غير زيارت مانند نماز در مسجد اولويت دارد ، البته اگر قائل به اولويت نماز در مسجد باشيم ؟ داشتن اولويت خالى از وجه نيست امّا خيلى هم وجيه نيست . همانطور كه اولويت داشتن كسانى كه از راه دور به زيارت آمدهاند نسبت به كسانى كه مجاور هستند وجه وجيهى ندارد . هر چند سزاوار آن است كه مجاورين ، رعايت زائرين را بكنند . و حكم برخاستن از جايى كه گرفته و رفتن و باقى گذاشتن رحل ، همان حكمى است كه در احكام مسجد گذشت .
مسأله 20 - يكى ديگر از مشتركات مدارس است نسبت به طلّاب علم و يا طايفهاى مخصوص از آنان اگر فقط آن طايفه منظور نظر واقف بوده باشد ؛ مانند اينكه واقف مدرسه را وقف طلّاب عرب و يا عجم كرده باشد پس اگر طلبهاى ، قبل از طلّاب ديگر در حجرهاى از آن مدرسه سكونت كند ، نسبت به ديگران اولويت پيدا مىكند و اين حق تا زمانى كه آن طلبه از آن حجره دورى نكرده است همچنان باقى است . هر چند كه مدّت زمان طولانى در آنجا سكونت كند ؛ به جز آنكه واقف براى سكونت در آنجا يك مدّت زمان را معيّن كرده باشد مانند اينكه در وقف نامه نوشته باشد كه بيش از سه سال حق سكونت در آنجا ندارد . پس در اين صورت بعد از تمام شدن سه سال بايست آن حجره
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٣٣