مىگويند و تمامى انسانها در آن مساوى و برابرند و هيچ كس نمىتواند آن را احياء نمايد و تملّك كد و يا اينكه با ساختن دكّه و ديوار و . . . . . . در آن تصرف نمايد ، بله جايز بودن كاشتن درخت در راههايى كه وسيع هستند بعيد نيست . همانند خيابانهايى كه امروز وجود دارند و آنها را در شهرهاى امروزى مىسازند همانطور كه حفر يا لوله براى كشيدن آب باران و غيره و خشك كردن محل عبور مردم نيز جايز است ؛ زيرا اين هم از مصالح رهگذرها و از فروعات خيابان به شمار مىآيد . امّا بايد در زمانهايى كه محتاج نيستند درب چاه را ببندند تا رهگذران در آن سقوط نكنند . همچنين ساختن سرداب در زير خيابان البته به آن شرط كه سقف محكم و ستونهاى مقاوم داشته باشد تا از خراب شدن و فرو ريختن آن جلوگيرى نمايد ، جايز است . امّا تصرفات در فضاى خيابان مانند اينكه به سوى آن پنجرهاى باز نمايند و يا بالكنى به طرف آن بيرون آورد و . . . . درست است كه مردم از زير آن عبور و مرور مىكنند و مىتواند به سوى آن درب باز كرده و يا ناودان نصب نمايد . اين گونه تصرفات جايز است و اشكالى ندارد البته به آن شرط كه ضررى به حال عابرين نداشته باشد و كسى هم نمىتواند از اين دست تصرفات جلوگيرى نمايد حتى كسى كه خانهاى مقابل او داشته باشد . همانطور كه در كتاب صلح شرح آن گذشت . امّا نوع دوم از راهها يعنى راههاى بن بست كه سه طرف آن خانه و ديوار است ، ملك عمومى نيست بلكه ملك صاحب خانههايى است كه در آن كوچه و راه درب دارند نه آن كسى كه در آن راه و كوچه ديوار دارد و فقط پنجرهاى رو به آن باز كرده است و درب خانهاش در كوچه ديگر است . پس بن بست جزء مشتركاتى است كه صاحبان آن مىتوانند آن را مسدود نمايند و زمين آن را بين خود تقسيم كنند و هر كس سهم خود را به خانهاش بياندازد لكن اين كار بر احدى جايز نيست . و خود آنان هم نمىتوانند در فضاى آن تصرف نمايند مگر به اذن كسى كه اذن آن معتبر است و در مسأله بعدى مىآيد .
مسأله 2 - بعيد نيست كسى كه خانهاش در ابتداى كوچه بن بست واقع است فقط تابلوى درب منزل خود شريك در بن بست باشد ؛ زيرا از كل فضاى بن بست تا اين مقدار محل آمد و شد او محسوب مىگردد ، مگر آنكه در آخر بن بست چيزى وجود داشته باشد كه پايين آن همه به آن نيازمند باشند البته اين احتمال هم هست كه تا آخر ديوار حياط و يا سامان خود از اين كوچه سهم ببرد و صاحب خانهاى كه در آخر بن بست است مالك از آن به بعد است ؛ يعنى تا سامان همسايگان با آنان شراكت دارد و از آن جا به بعد ملك اوست . پس ، به اين ترتيب اگر به طور مثال در هر دو طرف بن بست ده باب خانه واقع باشد . هر چه كه به طرف آخر آن بن بست برويم شركاى آن كمتر مىشود تا آخر بن بست
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٢٨