منطقه محصولات به صورت ديم آبيارى مىگردد ، در احياء زمين كافى است مابقى امور مربوط به زرع را انجام داده باشد . اگر زمين خود به خود آماده براى كشت و زرع باشد و هيچگونه مانعى از قبيل چوب و سنگ در آن موجود نباشد و فقط نياز به آب دارد ، احياء آن تنها به فراهم آوردن آب براى زراعت است و چهار سوى زمين را بالا آورد . و اگر به اين آب هم نيازى ندارد بلكه در آنجا كشت ديم معمول است و آمادهء كشت ديم است ظاهراً احياء آن فقط به تعيين مرز براى آن زمين و تخم افشانى در آن است ، بلكه بعيد نيست كه تنها شخم زدن آن زمين كافى باشد ؛ امّا مرزبندى كردن بدون آنكه آن را شخم بزند و بذرافشانى نمايد ، محل اشكال است ؛ امّا اين مرزبندى تحجير و موجب حق اولويت است .
مسأله 3 - تمام آنچه كه در احياء به منظور زراعت گفته شد در احياء زمين به قصد باغ نيز لازم است ؛ به اضافه اينكه در آن نهال كارى هم كرده باشد . نهالى كه قابليت رشد داشته باشد . امّا ديوارى كشيدن در زمين حتى در شهرهايى كه دور باغ خود را محصور مىكند كافى نيست . ظاهراً آبيارى آن هم معتبر نيست و صرف نهال كارى درختى كه قابليت رشد را داشته باشد ، كافى است .
مسأله 4 - احياء چاه زمين در زمين موات به اين صورت است كه آن را آنقدر گود نمايد كه به آب برسد و با همين عمل مالك آن مىگردد و قبل از اينكه به آب برسد احياء محسوب نمىشود ، بلكه صرفاً تحجير است . احياء قنات اين گونه است كه تمام حلقههاى آن را حفر نمايد و كانال زيرزمينى را به هم متصل نمايد و آب از آن قنات بيرون آيد ، احياء نهر هم به آن است كه نهر را بكند تا به آب مباح از قبيل شطّ و يا رودخانهاى برسد به طورى كه فاصلهء ميانه نهر و شطّ ، مساحت بسيار كمى بماند ، مانند سدّى كوچك كه با اين عمل احياء آن صدق مىكند . و در اين صورت است كه احياء كننده مالك آن مىگردد . امّا اينكه فعلًا آب در آن جريان پيدا كند ، معتبر نيست هر چند مالك شدن آب جريان در آن معتبر است و تا زمانى كه آب در نهر جارى نشده است ، مالك آب نمىگردد .
مشتركات
مشتركات عبارتند از راهها ، جادهها ، مساجد و مدارس و كاروان سراهاى بين راهى كه به آن رباط مىگويند و آبها و معادن .
مسأله 1 - راهها بر دو نوع هستند 1 - راه دررو 2 - راه بن بست . نوع اوّل را شارع عام