گوسفند و يا گاوى را در نظر مىگيرند و با الفاظى كه بين آنها متعارف است به زبان مىآورند و از اين كار قصد دارند كه حيوان دچار آفت نشود هر چه كه مثلًا گوساله به دنيا آورد ، در راه خدا آن را قربانى نمايد . ظاهراً وقف نيست و باطل است زيرا شرايط صحّت وقف را ندارد .
بحث پايانى
اين بحث بر دو دسته شامل مىشود اوّل حبس و آنچه به آن ملحق مىشود ، دوم صدقه .
حبس
مسأله 1 - جايز است كه شخص مال و ملك خود را به هر چيزى كه بتوان وقف نمود ، حبس نمايد ، بدين معنا كه منافع آن دو مصرف مورد او هزينه شود ، بنابراين اگر ملك خود حبس نمايد كه منافع آن به مصرف محلهاى مانند كعبه و يا مشاهد و مساجد شود در صورتى كه حبس به صورت مطلق باشد و يا دوام آن را تأكيد كرده باشد ، آن ملك براى هميشه حبس گشته است و بعد از آنكه آن را به قبض داد ، ديگر نمىتواند پس بگيرد ، و بعد از او هم ملك به وارثش داده نمىشود ، امّا اگر براى آن مدّتى ذكر كرده باشد ، تا زمانى كه مدّت آن تمام نشده است نمىتواند به آن برگشت نمايد و بعد از اينكه مدّت آن به اتمام رسيد مال خود به خود و ملك او باز مىگردد و اگر نباشد به وارثش مىرسد ، حال اگر ملك براى شخص معين حبس نمايد اگر مدّت معين شده باشد مانند اينكه بگويد تا زمان حيات آن شخص ، ملك تا پايان مدّت در حبس مىماند حتى اگر خود حبس كننده فوت نمايد . امّا در صورتى كه مدّت براى حبس ذكر نكرده باشد ، در اين صورت تا زمان حيات حبس كننده ، لازم است ، و بعد از فوت او ملك به ارث مىرسد . همچنين در جايى كه حبس به جهات عامه مانند حبس بر فقراء ، حبس شده باشد ، اگر قدرت معين شده باشد ، تا پايان آن حبس لازم است و بعد از آن به اموال حبسكننده باز مىگردد و يا به ارث مىرسد . و در صورتى كه مدّت معيّن نشده باشد ، تا زمانى كه حبس كننده زنده است ، حبس به صورت لازم است .
مسأله 2 - اگر حق سكونت در خانه را براى كسى قرار دهد ، به اين معنا كه او در آن خانه حق سكونت داشته باشد ، مالكيت خانه مال خود اوست و به اين عمل حق سكنى مىگويند . چه براى آن مدّت ذكر كرده باشند و يا نه مانند اينكه بگويد تو را در خانهء خود سكنى دادم و يا بگويد حق سكنى خانه من از آنِ تو و مدت آن معلوم باشد و آن را براى