تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

صدقه

نصوص زيادى در باب استحباب و تشويق مردم به صدقه دادن وارد شده است مخصوصاً در زمان‌هايى همانند جمعه ، عرفه و ماه رمضان و نيز همچنين بر ارحام ، همسايگان ، در خبر آمده است در هيچ صدقه‌اى قبول نيست از كسى كه رحمى از ارحام او محتاج باشد و از رسول خدا ( ص ) منقول است كه فرمود « خدا به وسيلهء صدقه يقيناً درد و بلا را دفع مىكند و از سوختن و غرق شدن و زير آوار ماندن و ديوانه شدن جلوگيرى مىنمايد و تا هفتاد نوع از بلايا را بر شمرد . همچنين در حديث آورده است كه اگر روز خود را با صدقه آغاز نمائيد ، نحوست آن روز را دفع كرده‌ايد ، و اگر شب را با صدقه آغاز كنيد نحوست شب را دفع كرده‌ايد و نيز آمده است كه صدقهء شبانه غضب پروردگار را خاموش و گناه عظيم را محو و حساب را آسان مىسازد و صدقهء روز مال را ثمر بخش و عمر را طولانى مىكند و هيچ عملى بر شيطان سنگين‌تر از دادن صدقه به مؤمن نيست و همچنين آمده است كه صدقه در دست پروردگار متعال واقع مىشود قبل از آنكه در دست بنده واقع شود . و از امام على بن الحسين عليه السلام روايت است كه هر گاه صدقه مىدادند ، دست خود را مىبوسيدند ، از وى پرسيدند كه چرا دست خود را مىبوسى ؟ فرمودند : زيرا صدقه قبل از اينكه به دست سائل برسد ، در دست خدا واقع مىشود . همانند اين مطلب نيز از غير آن حضرت نيز نقل شده است . از رسول خدا صلىاى عليه و آله و سلم منقول است كه هر احسانى صدقه است چه به فقير باشد و چه به غير فقير ، پس صدقه بدهد ، حتى اگر به نيمهء خرمايى باشد زيرا خداوند عزّ وجل همان اندك را ترتيب مىكند و رشد مىدهد ، آن چنان كه دامدار شما گوساله و كره اسب خود را تربيت مىكند . و اين رشد و روش تا روز قيامت ادامه دارد ، و تا در آن روز آن را به تمام و كمال به صاحبش برگرداند در حالى كه از كوهى بسيار بزرگ هم بزرگتر شده و روايات ديگرى هم در اين خصوص ذكر شده است . مسأله 1 - در صدقه قصد قربت معتبر است ، و در آن عقد كه مشتمل به ايجاب و قبول باشد معتبر نيست . بلكه معاطات در آن كافى است . پس به هر لفظ و هر كارى كه مال را تحت تسلّط و اختيار گيرنده قرار دهد ، واقع مىشود ، البته دهنده بايد قصد تمليك مجانى را با نيت قربت داشته باشد و تنها چيزى كه در آن معتبر است قبض و اقباض است . مسأله 2 - بعد از آنكه قبض در صدقه صورت گرفت رجوع به آن جايز نيست و بنابر