تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير والمفسرون في ثوبه القشيب — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
لإخلاصه فيكون مخلصا لا مخلصا » . مىگويد : اخلاص تو آنگه خالص باشد كه از ديدن تو پاك باشد ، وبدانى كه آن اخلاص نه در دست تو است ونه بقوّت وداشت تو است ، بلكه سرّى است ربّانى ونهادى است سبحانى ، كس را بر آن اطلاع نه ، وغيرى را بر آن راه نه . احديّت مىگويد : « سرّ من سرّى استودعته قلب من أحببت من عبادي » گفت : بنده را برگزينم وبه دوستى خود بپسندم ، آنگه در سويداء دلش آن وديعت خود بنهم ، نه شيطان بدان راه برد تا تباه كند ، نه هواي نفس آن را بيند تا بگرداند ، نه فرشته بدان رسد تا بنويسد . جنيد « 1 » از اينجا گفت : « الإخلاص سرّ بين اللّه وبين العبد ، لا يعلمه ملك فيكتبه ، ولا شيطان فيفسده ، ولا هوى فيميله . » ذو النون مصرى « 2 » گفت : « كسى كه اين وديعت به نزديك وى نهادند نشان وى آن است كه مدح كسان وذمّ ايشان ، پيش وى به يك نرخ باشد ، آفرين ونفرين ايشان يك رنگ بيند ، نه از آن شاد شود ، نه از اين فرآهم آيد . چنان كه مصطفى صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شب قرب وكرامت ، همهء آفرينش منشور سلطنت أو مىخواندند ، وأو به گوشهء چشم به هيچ نگرست ومىگفت : شما كه مقرّبان حضرتيد مىگوييد : « السلام على النبي الصالح الذي هو خير من في السماء والأرض » وما منتظريم تا ما را به آستانهء جفاء بو جهل باز فرستند تا گويد : اى
هامش
( 1 ) هو أبو القسم سعيد بن محمد بن الجنيد القواريري البغدادي ، ملقب بسلطان الطائفة الصوفية ، كان شيخ وقته وفريد عصره في الزهد والتصوّف ، مات ببغداد سنة ( 297 ه ) . ( 2 ) اسمه ثوبان بن إبراهيم . كان أبوه نوبيا من موالي قريش . هو من الطبقة الأولى من مشايخ الصوفية بمصر ، توفّي سنة ( 245 ه ) .