تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
گشت . البته آنان را كه چيزى هست ، تواند باشد كه به نوعى زندگى كنند ، ولى آنها كه چيزى ندارند ناچار بايد خانه به خانه ، براى نگهداشت جان خويش ، به دريوزه بپردازند . به خدا توكل كرده و بر شما اعتماد نموده‌ايم ، به اين اميد كه نگذاريد [ چنين ] بميريم . باشد كه ديگر هر چه رأى عالى است همان صورت پذير گردد . چندين كرّت از شما به استدعا خواسته ، و به آوت (
Avet
) نوشته‌ام كه صورت حساب مرا بدهد . چون مرگ به ناچار همگان را فرا مىرسد ، و در باروتى كه نزد او است من يك بشكه سهيم مىباشم . اميدوارم كه هم اكنون آن را ارسال داشته باشيد . اگر تاكنون در اين باره اقدامى معمول نفرموده‌ايد استدعا دارم كه از سر كمال مرحمت آن را بفرستيد ، چونكه ديگر ما را هيچ باروت بر جاى نمانده است . البته سرب و باروت را تحويل آيواز (
Ayvaz
) خواهيد فرمود تا به اينجا بياورد . همچنين چندين كرّت استدعا كرده‌ام كه از مقامات مربوط سفارش نامهء براى سرتيپ « 1 » بگيريد تا هر وقت به باروت احتياج داشته باشيم آن را به ما بدهد . صورت ريز مردان ما [ در اينجا ] از قرار زير است : يرميا پسر قومبره .
Yermia , the Son of Qumbreh
خلف پسر مراد « 2 »
Khalaf , the Son of Morad
پطرس پسر عاليجناب گاسپار
Petros the Son of Reverend Gaspar
كاراپيت پسر گركورى
Carapiet , the Son of Gregory
هامش
( 1 ) - مقصود سرتيپ روسى است كه با قواى روسى به ايران حمله كرده بوده است و اينك سفارشنامه مىخواهد تا وى را به باروت كمك كند . ( م . م ) . ( 2 ) - اين شخص از اسمش پيداست كه ارمنى نيست و ظاهرا يك نفر ايرانى است كه در عداد عمال ارمنى استخدام شده است . ( م . م ) .