پدر بزرگوار بر من خشمناك نشويد و از من به دل نگيريد كه چرا مدتها است چيزى به عنوان هديه به پيشگاه شما نفرستادهام . سبب اين است كه دكانها در شهر تاكنون بسته بود و اينك كه دوباره آنها را بگشودهاند ، به يارى يزدان پاك ، آنچه را كه بايسته است مىخرم و با كشتى بسوى شما مىفرستم . مصحوب آيواز چيزى نمىفرستم چون وى با كشتى پستى عزيمت مىكند و در آن كشتى بار قبول نمىكنند . اميدوارم كه به زودى كشتيهاى ديگر بيايند ، و آنچه دربايست است بوسيله آنها ايفاد حضرت دارم . استدعا دارم نسبت به آوت « 1 » و سيمون « 2 » با حرمتى شايسته رفتار فرماييد و عنايت و اشفاق خويش را از همهء ما باز مگيريد .
خدا شاهد است كه ديگر خدمتگذاران و فرزندانى چون ما نتوان يافت ، و شما خودتان خوب آگاه مىباشيد كه دروغ نمىگويم . راست است كه گاه و بيگاه بر اثر نادانى خويش شما را رنجانيدهايم . ولى شما نبايد اين را از ما به دل گيريد ، چون ما تاكنون سوداگران بودهايم و كارمان همه خريد و فروش بوده است . اينك 16 ماه است كه دست از بازرگانى برداشتهايم ما را هيچ درآمدى عايد نشده است بلكه همه در رفت بوده است . با اينهمه تاكنون نمىدانم چه شدهايم و يا خود در آينده چه خواهيم شد . سخت موجب تأسف است كه در سرتاسر ايران و تركيه از ما بعنوان غلامان پادشاه روسيان ( كذا ) ياد مىكنند . اگر خداى نكرده ما را شما بر كارى نگماريد و از خدمت رانده شويم ، ديگر ما را آن توان نخواهد بود كه حتى در اين كشور روز بسر بريم . اگر بدست دشمنان افتيم بىشك همچون سگان ، و نه چون آدميان ، ( كذا ) به خاك هلاكمان خواهند افكند . از اين رو ناچار اگر شما كارى به ما رجوع نكنيد در خاك روسيه پراكنده خواهيم
هامش
( 1 ) -Avet( 2 ) -Simon