تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
به من ( پطرس گيلاننتز ) از گسكر نامه‌اى نوشت و اطلاع داد كه خان گسكر 1500 تن سپاهى جمع آورده است و باز هم دارد بيشتر جمع مىآورد ، و ديگر اينكه همين خان به سمت حاكم كل گيلان منصوب شده است . وى در تمام گيلان از هر خانواده‌اى يك نفر سرباز براى جنگ به اجبار خواسته است ( بنيچه بندى كرده است ) . حدر خان ؟ ( حيدر خان ) از آستارا و وزير رشت در 15 ( 26 ) اگوست به گسكر وارد شدند . سپاهيانى اندك ، تنها نزديك 200 تن تفنگچى ، با خود داشتند ولى مىگويند بنا است لشگريان بيشترى وارد شوند . و [ ديگر اينكه ] همين خان گسكر در مجلس ( كذا ) [ مشورتى ] اظهار داشته است : « من چه مىتوانم بكنم ؟ شاه مرا اجازت نمىدهد [ كه هيچ كارى را به انجام آورم ] و گر نه من شبگاه ناگهان بر روسيان مىتاختم و آنها را مىكشتم و پراكنده مىساختم . » . « 1 » اين خبر را دوستى به من آورد و مرا آگاه ساخت كه خان چه گفت و قصد او چه بود . خان ماركوس « 2 » را احضار كرده و پرسيده بود كه روسيان به ارمنيان چه گفته بودند . ماركوس جواب داده بود : « من نزد روسيان نمىروم ، ولى از آنچه از ديگران مىشنوم آنها [ روسيان ] مىگويند دوستان شاه هستند و ديگر اينكه آمده‌اند تا با خرج خويش وى را يارى دهند . » . « 3 »
هامش
( 1 ) - در اينجا فهم حقيقت وقايع از روى گزارشهاى گيلاننتز دشوار مىشود . چون بر حسب مستفاد از ساير منابع مىدانيم كه خانهاى گسكر و آستارا ، به اتفاق حاكم گيلان نيرويى برابر 20 هزار تن در اوايل سال 1723 ميلادى گرد آوردند ، و با اين سپاهيان سرهنگ شيپوف (Col . Shipov) سردار روسى و لشگريان او را در كاروانسراى آنان در نزديكىهاى رشت در 18 ( 29 ) مارس به محاصره انداختند . روسيان از جايگاه خويش بيرون شدند و سپاهيان ناآزموده ايرانى را غافلگير كردند و با همهء كثرت عدد از جاى بركندند و فرارى ساختند . ( ل . ل ) . ( 2 ) -Markos( 3 ) - اين سخن با متن اعلاميه پطر كبير ، كه هنگام عزيمت او براى لشگركشى به ايران در گيلان