تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
كشتى اسلحه و ساز و برگ ( جباخانه كذا ) از اسلامبول به آنجا رسيده است و از پاشاى [ ارز روم ] خواسته‌اند كه مردان و چارپايان باركش گسيل دارد تا آنها را از طرابوزان به ارزروم آورند . 92 - پاشاى ارزروم مردان و چارپايان بسيار بفرستاد و توپ و خمپاره ( كذا فى الاصل ) ، تفنگ و شمشير و گلوله و باروت و نيزه و بيل و خورجين همه را به ارز روم كشيد . چون اين ساز و برگها برسيد پاشا به آزمايش آنها پرداخت ، توپها بگشاد و نارنجكها بيافكند . در همان حال فرمان رسيد كه درآمد گمرك را در ارز روم بپاشا بازگذارند تا بتواند خواربار گرد آورد و نان خشك فراهم سازد . 93 - بر حسب فرمان سلطان ، پاشاى ارزروم به سمت سرعسكر منصوب گرديد . اينك وى را پنج پاشا و از آنها گذشته بيك با يزيد در زير فرمان بودند . فرمان كتبى براى همه آنها فرستاده شده بود كه براى عزيمت بسوى قارص آماده باشند ، تا هر وقت او فرمان داد حركت كنند و در آنجا همه در زير فرمان وى مجتمع گردند . 94 - لزگيان « 1 » كه به ايران تاخته و آنجا را به تاراج داده بودند مىخواستند كه به ايروان روند و آنجا را نيز غارت بنمايند . پاشاى ارزروم به لزگيان نوشت : « چون به ايروان روى آورديد بايد كه به كليساى بزرگ اچميازين نرويد و آنجا را غارت نكنيد چون اين كليساى از آن ما است » . مقصود پاشا اين بود كه ايروان را [ خود ] بگيرد و كليساى بزرگ را دست نخورده براى تركان نگاه دارد ، چه وى را از سلطان فرمان ( كذا ) رسيده بود كه چون ايروان را بگيرد كليساى بزرگ
هامش
( 1 ) - لزگيان مردمى سخت درنده‌خو و جنگجو بودند ، كه در قسمتى از داغستان و بخش شمالى شيروان سكونت داشتند و چون سنيانى متعصب بودند بسيار با ايرانيان دشمنى مىورزيدند . ( ل . ل ) .