آنسوى درياى گيلان ( درياى خزر ) زير فرمان دارند . » وى باز هم پرسيد : « آيا لشگريان فراوان دارند ؟ » ژزف وى را آگاه ساخت كه آنان مىتوانند 200 هزار تن سپاهى فراهم آورند و جنگجويانى سخت بيباك و دليرند . امان اللّه گفت :
« بگذار ما اندكى آرام گيريم پس آنگاه خواهيم ديد كه چگونه بايد با فرنگيان تو رفتار كنيم » .
87 - هنگامى كه ژزف از اصفهان بيرون آمد بهاى خوار بار به شرح زير بود :
نان هر من 600 دينار
برنج هر من 1200 دينار
روغن هر من 4000 دينار
مرغ هر عدد 700 دينار
قند هر من 6000 دينار
قند از اين پيش [ هر من ] 12 تومان ( 12000 دينار ) ارزش داشت ولى اينك تا به 600 دينار تنزل نموده بود ؛ علتش اين بود كه قند را از خارج وارد كرده بودند و در قميشه ( اينك بدان شهرضا مىگويند ) انبار كرده بودند . چون جنگ بپايان رسيد ، آنان [ افغانان ] قميشه را بگرفتند و قندها را به اصفهان كشيدند و به همين جهت تا بدين اندازه قيمت آن تنزل كرد .
88 - در 9 ( 20 آگوست ) ، و سكان « 1 » پسر نوريك ، « 2 » يك نفر ارمنى همدانى ، مرا گفت كه : « وقتى من در قزوين بودم كسى كه از اصفهان گريخته بود و بدانجا رسيده بود به من گفت كه كشتىهاى انگليسى با شش هزار تن سپاهى به بندر « 3 »
هامش
( 1 ) -Voskan( 2 ) -Noorik( 3 ) - اسم بندر در متن نيامده است ولى بناچار بايد بندر عباس مقصود بوده باشد . بايد دانست