غافل مىكند . و بر آن توانايند . مبادا آنچه آنها را سرگرم مىكند ، تو را از من بازدارد . همانا مَثَل تو در اين امّت ، مَثَل كعبه است كه خداوند متعالى آن را علامتى قرار داد و جز اين نيست كه از هر درّه عميق و زمين دورى به سوى آن مىآيند . آن علامت فقط تو هستى ؛ علامت هدايت و نور دين و آن نور خداست . برادرم ! سوگند به كسى كه مرا به حق برانگيخت ، همانا آنان را هشدار دادم و به فرد فرد آنها ، حق تو را كه خداوند بر آنها واجب كرده و فرمانبردارى تو را كه مُلزمشان نموده ، گوشزدكردم ، همه به تو پاسخ مثبت دادند و كار را به تو واگذاركردند ؛ امّا من مىدانم كه خلاف گفتهشان عمل خواهند كرد . هنگامى كه جانم گرفته شد و همه آن چهرا كه به تو وصيّت كردم ، به پايان رساندى ودرون قبر پنهانم نمودى ، پيوسته در خانهات باش و قرآن را بر اساس هماهنگى آن و واجبات و احكام را بر اساس نزولشان ، گردآورى كن ؛ اين كار را - مطابق تصميمهاى قاطع آن و دستورات من - انجامبده و بر آنچه از اينان به تو مىرسد ، صبر پيشه كن تا آن هنگام كه بر من وارد شوى « 1 » .
ماجراى نماز ابوبكر
عيسى مىگويد : از آن حضرت عليه السلام سؤال كرده ، گفتم : فدايت شوم . سخن دربارهء اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله به ابوبكر و سپس به عمر دستور داد به جاى او نماز
هامش
( 1 ) . يا أخي إنّ القومَ سَيشغَلُهم عني ما يريدون مِن عَرضِ الدّنيا ، وهم عليه قادرون ، فلا يشغَلُك عني ماشغَلَهم ، فإنّما مثَلُك فى الأمّةِ مثل الكعبة نصبها اللّه علماً ، وإنّما تؤتى من كلّ فجٍّ عميقٍ ، ونادٍ سحيقٍ ، وإنّما أنت العلم علم الهدى ، ونورالدّين ، وهو نور اللّه ، يا أخي والّذي بعثني بالحقّ لقد قَدّمتُ إليهم بالوعيد ، ولقد اخبرتُ رجلا رجلا بما افترضَ اللّهُ عليهم من حقّك ، وألزمهم من طاعتك فكلّ أجاب إليك وسلّم الأمر إليك ، وإنّي لأعرف خلاف قولهم .