رفتم ، مرا از چاه خودم دوبار ، با هفت مشك آب ، غسل بده . چون از آماده سازى من فارغ شدى ، گوش خود را بر دهانِ من بگذار و در آنچه به تو مىگويم ، تدبّر كن . على عليه السلام فرمود : من كارى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داده بود ، انجام دادم و آن حضرت هر چه تا روز قيامت رخ دهد را ، برايم بيان فرمود .
با سندى نقل شده است كه اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمود : هيچ شخص بالغى از قريش نيست ؛ مگر اين كه يك يا دو آيه ، دربارهء او نازل شده است كه او را يا به بهشت مىكشاند ، يا به سوى جهنّم مىراند .
مسند قضاوت
نيز مىفرمود آيهاى نيست كه در خشكى يا دريا ، يا دشت ، يا كوه نازل شده باشد ؛ مگر اين كه مىدانم ، چه وقت و دربارهء چه كسى نازل شده است . و نيز مىفرمود : اگر تكيه گاه قضاوت برايم نهاده شود ، ميان يهوديان با توراتشان و ميان مسيحيان با انجيلشان و ميان اهل زبور با زبورشان و ميان مسلمانان با قرآنشان ، قضاوت خواهم كرد .
باز گرداندن خورشيد
خبر باز گرداندن خورشيد اگر چه از اخبار مشهور است ، آن را ذكر مىكنيم . جويرة بن مسهر « 1 » گفت : با امير مؤمنان عليه السلام ، عصر از پل
هامش
( 1 ) . جويرة بن مسهر عبدى ، دوستدار على عليه السلام بود و حضرت نيز به او علاقه داشت . با اوخصوصى بود و در مورد آيندهاش به او خبر داد و فرمود : آگاه باش . به خدا قسم ، تو را به سوى زورگوى فرومايه مىبرند ، و او دست و پايت را قطع و تو را به شاخهء درخت شخص كافرى به دار مىآويزد . روزگارى نگذشت كه ابن زياد همين كار را كرد . ( سفينة البحار ، ج 1 ، ص 193 )