آنچه از دست رود
لِكُلِّ مُقْبِلٍ إدبارٌ ، وَما أدْبَرَكَأَنْ لَمْ يَكُنْ ؛ « 1 »
هر رو آورندهاى ، پشت كردنى دارد و هر چه پشت كند ، گويى نبوده است .
هدايا آزمايش است
أكثَرُ العَطايا فِتنَةٌ وَما كُلُّها مَحْمُوداً في العاقِبَةِ ؛ « 2 »
بيشتر هديهها آزمايش است ، و همهء آنها پايان پسنديده ندارد .
صبر تلخ
الصَّبرُ لإِعْطاءِ الحَقِّ مُرٌّ ، وَما كُلٌّ لَهُ بِمُطيقٍ ؛ « 3 »
شكيبايى براى دادن حق ، تلخ است و همه كس آن را تحمّل نمىكند .
پيروزى شكيبا
لايَعدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ ، وَإنْ طالَ بِهِ الزَّمانُ ؛ « 4 »
كسى كه صبر پيشه است ، پيروزى را از دست نمىدهد ؛ گرچه زمان آن طولانى شود .
پسنديدن كار
الرَّاضي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخلِ فيهِ مَعَهُمْ ؛ « 5 »
كسى كه كار گروهى را بپسندد ، مانند كسى است كه با آنان در آن كار همراه است .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، 1163 ، ح 144 .
( 2 ) . دستور معالم الحكم ، 119 ( به نقل از پىنوشت مصحح ) .
( 3 ) . شرح ابن ميثم ، ج 5 ، ص 225 ( به نقل از پىنوشت مصحح ) .
( 4 ) . نهجالبلاغه ، فيض الاسلام ، 1163 ، ح 145 .
( 5 ) . همان ، ح 146 .