خواهد كرد .
دانش بر اساس بينش حقيقى ، به آنها هجوم آورده است و با روح يقين همراه شدهاند .
آنچه را خوشگذرانها سخت مىشمارند ، نرم يافتهاند و به آنچه نادانان از آن وحشت دارند ، انس گرفتهاند و در دنيا همراه بدنهايى هستند كه روح هايشان به آن جايگاه بلند وابسته است . آنان جانشينان خدا در زمينش و دعوت كنندگان به دين اويند . آه ، آه ، از شوق ديدار آنها .
كميل ! هرگاه كه خواستى ، برو .
زبان
المَرءُ مخبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ ؛ « 1 »
مرد زير زبانش نهفته است [ تا سخن نگويد ، شناخته نمىشود ] .
منزلت آدمى
هَلَكَ إمرؤٌ لَمْ يَعْرِف قَدْرَهُ ؛ « 2 »
شخصى كه ارزش خود را ندانست ، نابود شد .
پايانى شيرين يا تلخ
لِكلّ إمرِيءٍ عاقِبةٌ حُلْوَةٌ أو مُرَّةٌ ؛ « 3 »
هر كسى پايانى شيرين يا تلخ دارد .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، فيضالاسلام ، 1159 ، ح 140 .
( 2 ) . همان ، ح 141 .
( 3 ) . همان ، 1163 ، ح 143 .