نداى فرشته
إنّ لِلّهِ مَلَكاً يُنادى في كُلِّ يَوْمٍ : لِدُوا لِلمَوْتِ وَاجمَعُوا لِلْفَناء وَابْنُوا لِلخَراب ؛ « 1 »
خداوند فرشتهاى دارد كه هر روز ندا مىدهد : براى مُردن بزاييد و براى نابود شدن جمع كنيد و براى خراب شدن بسازيد .
خانهء گذار
الدُّنيا دارُ مَمَرٍّ إلى دارِ مَقَرٍّ ، وَالنَّاسُ فيها رَجُلانِ : رَجلٌ باعَ نَفسَهُ فَأوبَقَها وَرجُلٌ إبتاعَ نفسَهُ فَأعْتَقَها ؛ « 2 »
دنيا ، سراى گذر به سوى خانهء اقامت است و مردم در آن دو گونهاند : مردى كه [ جان ] خود را [ با پيروى خواهشها ] فروخته ؛ در نتيجه ، آن را هلاك كرده است و فردى كه جانش را [ با فرمانبردارى از فرامين الهى ] خريدارى كرده ؛ پس آن را آزاد نموده است .
دوستى حقيقى
لا يَكُونُ الصَّديقُ صَديقاً حَتَّى يَحفَظَ أخاهُ في ثَلاثٍ : في نِكْبَتهِ وَغَيْبَتهِ وَوَفاتِهِ ؛ « 3 »
دوست ، دوست نمىباشد ؛ مگر اين كه از برادرش در سه مورد محافظت نمايد :
در مصيبتش ، در نبودنش ، و در مرگش .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، فيض الاسلام ، 1150 ، ح 127 .
( 2 ) . همان ، 1150 ، ح 128 .
( 3 ) . همان ، ح 129 .