آن ، و پنهان كردن آن . وقتى آن را سريع انجام دادى ، دلپذيرش كردهاى و وقتى آن را كوچك شمردى ، بزرگش كردهاى و وقتى آن را پنهان كردى ، به پايانش رساندهاى .
ويژگىهاى بخيل و متكبر
عَجِبتُ لِلبَخيلِ الَّذي استَعجَلَ الفَقرَ الَّذي مِنهُ هَربَ وَفاتَهُ الغِنى الَّذي إيَّاهُ طَلبَ فَيَعيشُ في الدُّنيا عيشَ الفُقَراءِ ويُحاسَبُ في الآخِرَةِ حِسابَ الاغنياءِ وَعَجِبتُ لِلمُتَكبِّرِ الَّذي كانَ بِالأَمسِ نُطفَةً وَهُوَ غَداً جيفَةٌ ، وَعَجِبْتُ لِمَن شَكَّ في اللّهِ وَهُوَ يَرى خَلقَ اللّهِ وَعَجِبْتُ لِمَن نَسِيَ المُوتَ وَهُوَ يَرى مَنْ يَمُوتُ وَعَجِبتُ لِمَن أَنكَرَ النَّشأَةَ الاخرى وَهُوَ يَرى النَّشأَةَ الاولى وَعَجِبتُ لِعامِرِ دارِ الفَناءِ وَتارِكِ دارِ البَقاءِ ؛ « 1 »
از بخيل تعجب مىكنم كه نادارى را كه از آن مىگريزد ، پيش مىاندازد ، و بى نيازى را كه مىطلبد از دست مىدهد . لذا در دنيا مانند ناداران زندگى مىكند ، و در آخرت مانند دارايان ، از او حساب كشيده مىشود و در شگفتم از متكبّرى كه ديروز نطفهاى بود و فردا مردارى است و در شگفتم از كسى كه در خدا شك مىكند ؛ در حالى كه آفريدههاى خدا را مىبيند و تعجب مىكنم از كسى كه مرگ را فراموش مىكند ؛ در حالى كه كسى را كه مىميرد مىبيند و تعجّب مىكنم از كسى كه پيدايش ديگر [ قيامت ] را انكار مىكند ؛ در حالى كه پيدايش اوّل را مىبيند و در شگفتم از آباد كنندهء خانهء نابودى و واگذارندهء خانهء جاودانگى .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، 1145 ، ح 121 .