زيادهء مال و زيادهء سخن
و فرمود عليه السلام :
طُوبى لِمَن ذَلَّ في نَفْسِهِ وَطابَ كَسْبُه وَصَلَحَتْ سَريرَتُهُ وَحَسُنَتْ خَليقَتُهُ وَأنْفَقَ الفَضْلَ مِنْ مالِهِ وَأمسَكَ الفَضْلَ مِنْ لِسانِهِ وَعَزَلَ عَن النّاسِ شَرَّهُ وَوَسعتْهُ السُّنَةُ وَلَمْ ينسب إلى بِدْعَة ؛ « 1 »
خوشا به حال كسى كه در [ درون ] خود ، خوار ، و در آمدش پاك ، و پنهان او نيكو ، واخلاقش خوب شد . زيادهء مالش را انفاق كرد و زيادهء زبانش را نگه داشت و بدى اش را از مردم دور داشت . سنت او را در برگرفت [ پيرو روش پيامبر شد ] و به بدعت نسبت داده نشد .
سيد رضى ابوالحسن رضى الله عنه مىگويد : عدّهاى از مردم ، اين سخن ، وسخن پيشين را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل نمودهاند .
فرمانبرى خدا
و فرمود عليه السلام :
مَن أرادَ عِزّاً بِلا عَشيرَةٍ وَهَيبةً مِنْ غَيرِ سُلطانٍ وَغِنًى مِنْ غَيرِ مالٍ وَطاعَةً مِنْ غَير بَذْلٍ ، فَلْيَتَحَوَّل مِنْ ذُلِّ مَعصِيَةِ اللّهِ إلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ فَإِنَّهُ يَجِدُ ذلِكَ كُلَّه ؛ « 2 »
هر كس ، عزّتِ بدون فاميل ، و ابهّتِ بدون حكمرانى ، و بى نيازى بدون مال ، و فرمانبردارى بدونِ بخشش مال مىخواهد ، بايد از خوارى نافرمانى خدا به شرف اطاعت او برگردد كه همهء اينها را خواهد يافت .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، فيض الاسلام ، 1143 ، ح 118 .
( 2 ) . همان ، 179 ، خ 79 .