مىكنيد دروغ مىبندم ؟ بر چه كسى دروغ ببندم ؟ آيا بر خدا ؟ در حالى كه من ، اوّل كسى هستم كه به او ايمان آورد . يا بر پيامبر خدا ؟ وحال آن كه من اوّل كسى هستم كه او را تصديق كرد ؛ امّا زبانى است كه [ هنگام تعليم پيامبر ] از آن غايب بوديد و اهل آن نبوديد و دانشى است كه از برداشتنش ناتوان بوديد ولياقتش را نداشتيد ؛ چرا كه پيمانهاى بى بها در اختيار بود ؛ [ البته ] اگر براى آن ظرفى يافت مىشد : و به تحقيق خبر آن [ و درستى سخنانم ] را پس از زمانى خواهيد دانست . « 1 »
خواست بگويد كه پيامبر صلى الله عليه و آله با او خلوت مىكرد و پنهانى سخن مىگفت .
اندرز دهندهها
على عليه السلام در حال تشييع جنازهاى ، شنيد مردى مىخندد . فرمود عليه السلام :
كَأنَّ المَوتَ فيها عَلى غَيرِنا كُتبَ وَكأَنَّ الحقَّ فيها عَلى غَيرِنا وَجَبَ وَكَأنَّ الّذي نَرى مِنَ الأمْواتِ سَفرٌ عَمَّا قَليلٍ إلَيْنا راجِعُونَ ، نبؤهُم أجداثُهُم ، ونَأكُلُ تُراثَهم قَدْ نَسَينا كُلَّ واعِظَةٍ وَرُميْنا بِكُلِّ جَائِحَةٍ ؛ « 2 »
گويا مرگ در دنيا براى غير ما نوشته شده است و مثل اين كه [ رعايت ] حق در آن بر غير ما واجب شده و گويا مردههايى كه مىبينيم ، مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما باز مىگردند . آنان را در گورهايشان مىكنيم « 3 » و ميراثشان را مىخوريم . همانا هر پند دهندهاى را فراموش كرده ، هدف هر مصيبت بزرگى قرار گرفتهايم .
هامش
( 1 ) . ص ( 28 ) : 88 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، فيض الاسلام ، 1143 ، ح 118 .
( 3 ) . ترجمهء نبوّؤهم كه در كتاب نبؤهم آمده است .