( وهِى الطَّبلُ ) ؛ « 1 »
نوف ! خوشا به حال پارسايان در دنيا و دوستداران آخرت . آنان گروهى هستند كه زمين را فرش ، و خاك آن را بستر ، و آبش را نوشيدنى گوارا برگزيده و قرآن را جامه زيرين و دعا را پوشش رو انتخاب كردهاند ؛ سپس از دنيا دست كشيدند ، دست كشيدنى به روش مسيح عليه السلام . اى نوف ! داود عليه السلام مانند اين ساعت از شب برخاست و فرمود : اين لحظه ، ساعتى است كه بندهاى در آن دعا نمىكند ؛ مگر اين كه برايش برآورده مىشود . جز آن كه او باج گير ، يا معاون رئيس قبيله ( كسى كه اطلاعات مردم را به رئيس مىرساند ) ، يا پليس يا صاحب عرطبه ( تنبور ) يا صاحب كوبه ( طبل ) باشد .
رحمت پروردگار
إنّ اللّهَ فَرَضَ عَلَيْكُم فَرائِضَ فَلا تُضَيِّعوها وَحَدَّ لَكُمْ حُدُوداً فَلا تَعْتَدُّوها وَنَهاكُمْ عَنْ أشْياءَ فلاتَنتَهِكُوها وَسَكَتَ لَكُم عَنْ أَشْياءَ وَلَمْ يَدَعْها نِسْياناً فَلا تَتَكَلّفُوها رَحمةً مِنْ رَبِّكُم رَحِمَكُمْ بِها فَاقْبَلُوها ؛ « 2 »
همانا خداوند ، واجباتى را برشما واجب كرد ؛ پس آنها را تباه نسازيد و براى شما مرزهايى را مشخّص نمود ؛ پس از آنها تجاوز نكنيد و شما را از چيزهايى بازداشت ، ( با انجام آن ) به آنها بىاحترامى نكنيد و براى شما دربارهء چيزهايى ساكت شده و آنها را از روى فراموشى رها نكرده است ؛ پس با زحمت متحمّل آنها نشويد . رحمتى از طرف پروردگارتان است كه با آن به شما مهربانى نموده ؛ پس آن را قبول كنيد .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، فيضالاسلام ، 1133 ، ح 101 .
( 2 ) . همان ، 1135 ، ح 102 .