تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

[ داستان شمارهء ] : 121

از مردى شنيدم كه در بجه چشمهء پرآبى است كه بر روى آن يك تخته سنگ بزرگى از زمرد كه روى چهار مجسمهء طلائى نصب شده قرار داده‌اند ، چون خورشيد بر آن چشمه مىتابد آب چشمه به رنگ سبز جلوه مىكند . زمانى عبر كه يكى از پادشاهان بلاد مجاور آن نواحى بود به طمع ربودن آن سنگ با اهالى بجه به جدال برخاست اما آن مردم هيچ - گاه مغلوب نشدند و تجربه شده است كه هميشه در برابر تجاوزات ايستادگى و مقاومت كرده و باقىمانده‌اند . مىگويند يكى از ملوك هروقت به قصد ربودن آن سنگ بر مىخاست مبتلا به مرضى و يا دچار پيش‌آمد سوئى مىشد كه مانع انجام مقصود او مىگشت .

[ داستان شمارهء ] : 122

يكى از دوستان من نقل كرد : در نواحى اغباب سرنديب مرغ بزرگى وجود دارد كه در ساحل دريا تخم مىگذارد و چون تخم گذاشت تا مدت چهارده روز وزش باد در آن نواحى قطع مىشود .

[ داستان شمارهء ] : 123

محمد عمانى مىگفت : در برس ( ؟ ؟ ؟ ) كه يكى از شهرهاى هندوستان است هندى پسرى را ديدم كه به جرم دزدى يا گناه ديگرى باز داشت شده بود و به حكم حاكم او را به سلاخ تسليم كرده بودند تا پوست