اين نكته را سئوال نكردم .
[ داستان شمارهء ] : 116
مردى كه به چين سفر كرده بود مىگفت : در آنجا سنگهاى گوناگون ديدهام از آن جمله سنگى است كه سرب را از وراء طشتى جذب مىكند و اين سنگ را در زير زن آبستن بگذارند وضع حمل بر او آسان مىشود ، سنگ ديگرى است كه مس را جذب مىكند و نوع ديگر آن طلا را جذب مىنمايد و همچنين سنگ معروف آهنربا است كه آهن را مىربايد . و نيز سنگى در آنجا وجود دارد كه آتش را خاموش مىكند و درون آن سنگ ديگرى مىلغزد .
همان شخص مىگفت در اغباب سرنديب سنگى است كه چون آن را بشكنند كرم كوچكى از درون آن بيرون مىآيد و تا ده ذراع به روى زمين مىخزد سپس مىميرد روى سر و روى دم اين كرم كركهاى نرمى مانند كرك بدن جوجه روئيده است .
[ داستان شمارهء ] : 117
ديگر از عجايب كوهى است در يمن كه از قلهء آن آبى قطره قطره جارى مىشود چون به زمين مىرسد منجمد مىگردد و اين همان شب يمانى است « 1 » .
هامش
( 1 ) - شب : به فتح اول و تشديد ثانى از املاح معدنى است به رنگ سفيد يا كبود شبيه است به زاج ( المنجد )