كارهاى خود دست مىكشد و حتى مشترىهاى خود را كنار مىزند و كيسه را از فيل مىگيرد ، پول درون آن را مىشمارد و نمونه جنس را مىبيند آنگاه معادل پول از بهترين جنس و به ارزانترين قيمت در كيسه مىگذارد و به فيل مىدهد ، فيل مطالبهء زيادتر مىكند بقال هم بر مقدار جنس مىافزايد ، گاهى بقال در شمارش پول اشتباه مىكند فيل فورا پولها را با خرطوم خود پس و پيش كرده تا كاسب دوباره آن را بشمارد .
اگر صاحب فيل از خريد او ناراضى باشد او را كتك مىزند فيل فورا به دكان بقال برگشته تمام متاع و اسباب دكان او را درهم و زير و زبر مىسازد ، بقال ناگزير است يا بر مقدار جنس علاوه كند و يا پولى را كه از فيل گرفته رد سازد .
اينچنين فيلى در خانهء صاحب خود جاروكشى مىكند ، آب مىپاشد ، برنج را با دستهء هاون كه به خرطوم مىگيرد در هاون مىكوبد ، آب از چاه مىكشد بدينگونه كه ريسمان سطل را به خرطوم گرفته به چاه فرو مىبرد و آب بالا مىكشد بالجمله تمام حوايج خانه را برمىآورد ، صاحبش را براى انجام كار در مسافات دور سوارى مىدهد ، گاهى بچهاى را كه سوارش شده به صحرا مىبرد علف از زمين و برگ از درختان براى خوراك خود چيده به بچه مىدهد تا در كيسهاى ريخته سپس آن را با بچه به خانه بازمىگرداند .
هر فيلى كه داراى اين اوصاف باشد مبالغ گزافى ارزش دارد و قيمت چنين فيلى را تا ده هزار درهم گفتهاند .
[ داستان شمارهء ] : 114
يك نفر از بازرگانان در باب مصائب و مشكلات درياها براى من