بيست افرنتى رسيد و قيمت هر ربع گندم به بيست و هفت مسعودى رسيد و قيمت طلا نيز تا محرم سال 816 ، به همان قيمت گفته شده باقى ماند و از آن پس ، يك درهم و دو درهم كاهش پيدا كرده و در محرم و سفر نيز به همين اندازه كاهش يافت و سپس در فصل رسيدن خرما ، در تابستان ، كاهش بيشترى نسبت به سال 816 پيدا كرد و يك ربع گندم در اين تاريخ ، به بهاى تقريبى بيست مسعودى كاهش يافت . زيرا بسيارى از مردم از خرما بهرهمند شده بودند و سپس به شانزده مسعودى هم كاهش يافت و مردم قيمت آن را نسبت به موسم حج سال 815 و پس از آن ، ارزان يافتند ، ولى نسبت به قيمت آرد گندم و غيره كه در سطح قيمت ماه رمضان سال 816 ، در حدود ده افرنتى باقى مانده بود ، هنوز گران بود ، زيرا قيمت برابرى افرنتى در ماه رمضان سال 816 حدود شصت مسعودى بود كه همان رقم برابرى در ماه رمضان سال 816 بود .
گاورس نيز در پى موسم حج ، هر ربع ، به دوازده مسعودى و جو نيز به همين قيمت و ذرت وتوتون نيز نزديك به قيمت آرد گندم در آغاز گرانى تا اين تاريخ ، رسيد . خرما نيز در پىموسم حج ، هر منبه نه مسعودى و يا بيشتر از آن فروخته شد . برنج نيز هرويبه به چهار افرنتى و هرويبه مصرى ازهستهء خرما ، براى غذاى شتران ، به يك افرنتى و ربع ، فروخته شد .
گرانى در آن سال ، ميوه و ترهبار را هم شامل شد و خربزهء بزرگ نيز به يك افرنتى و بيشتر در عرفه و منى فروخته شد كه سابقه نداشت . علت اين گرانى ، كمى باران در سال 815 در مكه نسبت به گذشته بود . همچنين مقدار ذرتى كه همه ساله از سرزمين « سواكن » و يمن به مكه مىرسيد ، به دليل گرانى در آن جا ، وارد نشد . علت گرانى در آن ديار و به ويژه سواكن نيز ، آفت ملخ بود كه باعث شد ذرتى از آن جا به مكه حمل نشود ؛ لذا قيمت ذرت در سال 816 ه ، هر غرارهء مكى به سى مثقال طلا رسيد كه ، بىسابقه بود . علت گرانى ذرت در بلاد يمن نيز كاهش كشت آن به دليل كاهش باران بود . مردم يمن و اهالى سواكن ، ذرت را از روستايى كه به آن « فَنونا » مىگويند و نزديك حَلى واقع است ، مىآورند و از آن جا وارد مكه مىشد .
در سال 819 يك غراره آرد گندم نمك زده ، به بهاى پنج افرنتى و يك غراره آرد
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: محمد مقدس
ص٤٣٢