كه با حميضه « 1 » و رميثه « 2 » ، دو فرزند ابن ابونمى و حاكم مكه پيدا كرد ، جيره غذايى مكه را قطع كرد و اوضاع گرانى بر همين منوال بود ، تا اين كه كاروان رجبى رسيد و قيمتها پايين آمد و از يمن نيز كمكها - كه تا آن زمان قطع شده بود - رسيد . كاروان رجبى ، در ماه رمضان به مكه رسيد . آنها هفدهم رجب از قاهره به راه افتاده بودند و در اين كاروان ، بيش از دوهزار شتر وجود داشت . در اين سال ، آب نيز بسيار كم بود و از « بطن مَرّ » و ابىعروه و جاهاى ديگر ، به مكه برده مىشد . علت نيز كمبود باران و خشكسالىهاى متوالى در مكه بود . غرارهء ياد شده در اين خبر احتمالًا ، همان غرارهء شامى است .
بنا به نوشته برزالى ، در سال 721 ه ، گرانى در حجاز ، يعنى مكه و اطراف آن ، بالا گرفت و بهاى گندم به دويست و چهل درهم به ازاى يك اردب مصرى رسيد ، و خرما به كلى ناياب و روغن كمياب شد ، به طورى كه هر اوقيهء آن ، به پنج درهم بالغ گرديد .
گوشت هم گران شد و يك من آن به پنج درهم رسيد . اوقيهء مذكور در اين خبر ، ظاهراً همان اوقيهء مكى است كه مقدار آن دو و نيم رطل و يا دو رطل و يك سوم رطل مصرى است كه امروزه به كار مىرود و « مَنّ » نيز معادل 6 رطل و يك چهارم است . احتمال هم دارد كه مراد از اوقيه ، اوقيه شامى است ، كه عبارت از پنجاه درهم باشد كه بعيد به نظر مىرسد . رطل مصرى نيز برابر يكصد و چهل و چهار درهم است .
در سال 725 ه ، يك اردب گندم در جده ، ساحل مكه ، به بهاى هيجده يا هفده درهم كاملى و جو با بهاى دوازده [ درهم كاملى ] فروخته شد . اين مطلب را ابنجزرى در تاريخ خود نقل كرده و يادآور شده كه محدث شهابالدين معروف به ابنقدسيه ، اين خبر را به هنگام بازگشت از اقامتش در مكه در اين سال ، برايش باز گفته است .
بنا به گفتهء برزالى در تاريخ خود به نقل از نامهء عفيف الدين مصرى ، در سال 728 ه ، مكه در اوج نعمت و امنيت و آسايش بود و بهاى يك اردب گندم چهل درهم و آرد گندم ، به هشت درهم و هر يك منّ گوشت ، به بهاى چهار درهم مسعود بود ، و قيمت هر
هامش
( 1 ) . در بارهء او نگاه كنيد به : « الدرر الكامنة » ، ج 2 ، صص 78 - 81 ، رقم 1627 .
( 2 ) . در بارهء او نگاه كنيد به : « الدرر الكامنة » ، ج 2 ، صص 112 - 111 ، رقم 1728 .