خشكسالى در حجاز بود .
وى همچنين آورده است : در پاسى از شب ، اول ربيع الاول سال پنجم قحطى حجاز ، در سال 668 ، زلزلهاى آمد ، و پس از آن در سال 669 ه و 670 ه ، محمولهء غذايى رسيد .
همچنين در سال 671 ، مرگ و مير زيادى در مكه پيش آمد . ميورقى مىگويد : از فقيه جمال الدين ، محمد بن ابوبكر تونسى ، امام بنىعوف شنيدم كه مىگفت : در آخر رجب سال 671 ه ، زائران مىگفتند : در يك روز از مكه معظمه ، بيست و دو جنازه و در روز ديگرى پنجاه جنازه ، بيرون برده شد و مردم مكه ، در فاصلهء دو عمرهء اول رجب تا بيست و هفتم رجب ، نزديك به هزار جنازه برشمردند .
طى سال 676 ه ، گرانى در مكه ادامه داشت ، زيرا با رسيدن بازرگانان از سواحل يمن و « عيذاب » و « سواكن » ، ميان حاكم مكه از يك سو و حاكم مدينه از سوى ديگر ، درگيرى پيدا شد . اين مطلب را زيد بن هاشم حسنى ، وزير مكه ، در نامهاى به ميورقى نوشته است .
همچنين بنا بر نوشتهاى به خط ابنمحفوظ ، در سال 691 بهاى يك ربع آرد گندم به يك دينار بود و ربع مورد نظر به احتمال قوى ، ربع مدّ مكى است .
بنا به نوشتهاى به خط ابنجزرى دمشقى ، در سال 695 ه خبر رسيد كه در مكه و حجاز ، گرانى شده است و يك غراره گندم به بهاى يكهزار و دويست درهم ، فروخته شد . جزرى ، توضيحى راجع به اين غراره [ كه پيمانهاى است ] ، نمىدهد و احتمال دارد كه غراره شامى باشد كه برابر دو و نيم غراره مكّى است و احتمال هم دارد ، همان غراره مكى باشد ، كه احتمال اول ، درستتر است .
بنا به گفتهء برزالى در تاريخ خود ، در نيمهء سال 707 ه گرانى شديدى در مكه پديد آمد كه يك غراره آرد گندم را به هزار و پانصد درهم و يك غراره ذرت را به بيش از نهصد درهم فروختند . علت گرانى اين بود كه ملك مؤيد ، حاكم يمن ، به دليل اختلافى
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: محمد مقدس
ص٤٢٦