در سال 448 ه ، بنا به گفتهء صاحب الكامل ، بيمارى و با و گرانى ، ساير بلاد از جمله شام و جزيره و موصل و حجاز و يمن و جاهاى ديگر را فراگرفت . « 1 » بنا بر نوشتهاى به خط جمال الدين بن برهان طبرى ، در سال 567 ه قيمت هر پنج مدّ گندم در مكه ، به يك دينار رسيد و در رجب و شعبان آذوقه به مكه نرسيد ، تا اين كه دو كاروان شتر پر از مواد غذايى از سوى صلاح الدين ، فرستاده شد و به داد مسلمانان رسيد و آنان را نجات داد .
مقدار اين مدّ ، يك ربيعه ، يعنى ربع چاركى است كه امروزه از واحدهاى وزن نزد مردم مكه است . ولى خيلى بعيد است كه مدّ مورد نظر در اين مورد و ديگر موارد ، مدّ مكى باشد ، زيرا در اين صورت ، مقدار آن خيلى زياد و بهاى آن خيلى كم خواهد بود ، مگر آن كه دينار مورد نظر ، طلا باشد كه بعيد به نظر مىرسد .
بنا به گفته ابنبرهان ، در سال 569 ه ، يك صاع گندم به بهاى يك دينار و يك صاع آن به سه ربع دينار رسيد و خون و پوست و استخوانهاى چهارپايان نيز خورده شدند و بيشتر مردم [ از گرسنگى و گرانى و قحطى ] مردند و روز بيست و هشتم جمادى الآخر ، خليفه مستضىء باللَّه ، صدقههايى براى اهالى مكه و ساكنين آن جا فرستاد و گشايشى براى آنها حاصل شد . او پس از ذكر بارانى كه در آن سال در مكه باريد مىگويد : در ماه رجب ، آورندگان جيرهء غذايى و گندم فروشان ، سه صاع و دو مدّ گندم را به يك دينار فروختند ، و يك صاع كه همان زبيدى باشد ربع چارك مكى يا يك صاع طائف و نزديك به نيم مدّ مكى است ( كه البته بعيد به نظر مىرسد و مطمئناً همان صاع مكى نيست چون در اين صورت ، خيلى زياد و قيمت آن خيلى ارزان است . )
در آغاز سال 600 ، گرانى شديد و بيمارىِ و با مكه را فرا گرفت . بنا به گفته شيخ ابوالعباس ميورقى قاضى عثمان بن عبدالواحد عسقلانى مكى كه در سال 597 ، متولد شده و مىگويد : اين تاريخ گرانى شديد در مصر است كه نزديك به دو سال ، ادامه يافت
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 9 ، ص 631 .