حجرالاسود و تا پاى كعبه شريفه رسيد و پلكان آن را به كنار منارهء باب حزوره ، انداخت .
اين سيل بعد از نماز صبح روز شنبه ، بيست و هفتم ذىالحجه سال 825 ه وارد مسجدالحرام شد . باران در اواخر شب پيش از آن ، به شدت باريده بود و زمان نماز صبح كه رسيد ، امام شافعى در برابر افزودهء دارالندوه ، در طرف شامى مسجدالحرام ، به نماز ايستاد ، زيرا نمىتوانست در مقام حضرت ابراهيم عليه السلام نماز بگذارد . وقتى نماز صبح به پايان رسيد فرّاشان شمعى را حمل مىكردند كه قرار بود آن را در جايگاهى ميان سقّاخانه عباس و قبهء زمزم بگذارند ، ولى ارتفاع آب در صحن مسجدالحرام اندكاندك بالاگرفت و به دشوارى ، اين كار انجام شد . يكى از متصديان سقّاخانه ، به روى سكويى رفت ، ولى آب هم چنان بالا و بالاتر مىرفت . او نيز روى صندوقى كه روى آن سكو گذاشت ، رفت كه بالاخره آب به او نيز رسيد و ترسيد و شتابان از سقاخانه بيرون آمد و به سمت صفا ، فرار كرد و با تلاش بسيار ، بالاخره ، نجات پيدا كرد . سيل از درهاى نزديك به باب الصفا و درهاى شرقى ، يعنى باب بنىشيبه ، وارد مسجدالحرام شده بود در حالى كه به ندرت از آن جا ، آب وارد مسجدالحرام مىگرديد . بدين ترتيب مسجدالحرام پر از آب شد و تا ارتفاع نزديك به يك قامت گرديد و صندوقچههايى كه بر فراز ستونها گذارده بودند ، در صحن مسجد ، شناور بود و از اين سو به آن سو مىرفت كه برخى از مردم براى نجات خود ، به آنها چسبيده بودند و توانستند شخصى را كه از بيم سيل به پنجرههاى چاه زمزم آويخته بود ، نجات دهند و پس از آن و با نزديك شدن اين صندوقچههاى چوبى به هر قربانى سيل ، او را نجات مىدادند . سرانجام وقتى سيل از مسجدالحرام خارج شد ، پاشنهء باب ابراهيم به خاطر بلندى ، خراب شد و آن قدر گل و لاى به مسجد سرازير شد كه به زحمت ، آنها را بيرون بردند و تا پيش از بيرون بردن آنها ، وارد شدن به مسجدالحرام بسيار دشوار شده بود . خانهها و دكانهاى زيادى ، در آن اطراف و در ناحيه سوق الليل و « صفا » و « مَسْفله » ويران گرديد و تا آن جا كه دانستم ، كسى در اين سيل ، كشته نشد ، ولى در همان شب ، چهار نفر بر اثر صاعقهاى در مكانى به نام طنبداويه ، در پايين مكه ، جان باختند . از جمله اماكن ويران شده در اين سيل ، محل
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: محمد مقدس
ص٤٢١