تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
سال ابرهاى سياهى پديد آمد و تا روز نهم ماه باران باريد ، و در اواخر همين روز بارش ابرها شديدتر شد و همين اوضاع تا پس از غروب شب و پنج‌شنبه ، دهم ماه مزبور ، ادامه يافت و باران همچون دهانهء مشك‌ها ، سرازير مىشد و چيزى نگذشت كه سيل از درهء ابراهيم به سوى مكه سرازير شد و زمانى كه اين سيل خروشان به اجياد رسيد با سيلى كه از اين دره سرازير گشته بود ، جمع شد و درياى خروشانى پديد آورد و از اغلب دروازه‌ها وارد مسجدالحرام گرديد و همه جاى آن را فراگرفت و ارتفاع آن در مسجدالحرام ، آن گونه كه يكى از دوستان ذكر كرده ، به پنج ذرع [ ! ] رسيد ، چرا كه در آن زمان من در مهاجرت دوم خود ، از آن جا دور بودم ، يكى از بزرگان نقل كرد كه ارتفاع آب در سمت باب ابراهيم ، بيش از يك قامت و يك وجب بود و به اندازه يك ذرع يا كمى بيشتر از پاى در كعبه معظمه ، نيز بالاتر رفت و سيل از شكاف در كعبه ، وارد آن شد و پلكان كعبه را با خود برد و كنار باب ابراهيم افكند ، و اگر برخى ستون‌ها مانع نمىشد ، معلوم نبود اين پلكان به كجا مىرسيد . اين سيل همچنين دو ستون از ستون‌هاى مسجدالحرام در كنار باب‌العجله را ويران كرد و همراه با سقف و بستى كه روى آنها بود ، به زمين انداخت و اگر لطف خداوندى نبود ، همهء مسجدالحرام را تبديل به ويرانه‌اى مىكرد ، زيرا اين سيل ، زمين‌را پاره‌پاره كرد و خانه‌هاى بسيارى را ويران ساخت وساكنين آنها زير آوار خانه‌هاى خود ، به هلاكت رسيدند و آنچنان كه گفته شد ، جمع كشته‌هاى اين سيل ، بالغ بر شصت نفر شد و ( به علاوه چيزهاى زيادى از ) دارايى مردم را و در مسجدالحرام نيز قرآن‌هاى زيادى را از بين برد . صبح كه شد مؤذن مردم را فراخواند كه نماز صبح را در منزل خود به جاى آورند ، زيرا راه‌هاى منتهى به مسجد و در داخل مسجدالحرام ، پر از گل و لاى بود . مؤذن ، براى نماز صبح جمعه نيز چنين كرد و خطيب جمعه نيز تنها در سمت شمالى مسجدالحرام به خطبه ايستاد . زيرا قادر نبود در جاى معمول خود يعنى ركن شامى بايستد و خطبه بخواند ، زيرا پر از گل و لاى بود . به من گفتند كه مردمانى بودند كه براى انجام طواف ، دو روز صبر كردند زيرا طواف كردن در آن وضع ، بسيار دشوار بود . ( از ديگر سيل‌هاى هولناك ) ، سيل بزرگى بود كه وارد مسجدالحرام شد و به بالاى