يعنى سال 738 در درهء ابراهيم ، سيل جارى شد و وارد مسجدالحرام گرديد و به اندازهء يك ذرع ، در اطراف كعبه ، بالا آمد و به قنديلهايى كه در رواقهاى مسجدالحرام قرار داشت رسيد و منبرهاى خطابه و پلكان كعبه همچون قايقى در آب شناور بود . سيل شب هنگام جارى گشت و همه كتابهايى كه در جايگاه كتاب قرار داشت ، خيس شد و گل و لاى زيادى به مسجدالحرام ، سرازير شد و مردم مدتى را به ترميم خرابىهاى سيل پرداختند . همچنين در نوشتهاى كه نگارندهء آن مشخص نيست ، چنين آمده است : سال 738 ه بود و شب پنجشنبه جمادىالاول از اين سال ، برابر با پنجم كانون الاول « 1 » ، خداوند متعال ، ابرها و رعدها و برقهاى شديد و بارانهاى فراوانى مقدر كرد و از هر سو سيلها به راه افتاد . در مكه معظمه - كه خداوند شرف و عزتش دهد - رگبارى گرفت و بخش اعظم سيلها از طرف بطحاء بود ، و آب از همهء دروازهها ، از بنىشيبه گرفته تا بابابراهيم ، وارد مسجدالحرام گرديد و به درها آسيب رساند و به اندازهء دو قامت يا بيشتر بود ؛ اطراف ستونها را آب گرفت و اگر اين ستونها محكم در زمين پايدار نشده بودند ، مسلماً از جا كنده مىشدند . سيل ، هر يك از منبرها را به سويى برد و آب ، بيش از نيم ذرع و حتى دو وجب ، از بالاى درها بالا زد و به قنديلهاى محل طواف رسيد و از برخى آنها نيز عبور كرد و خاموششان ساخت ، تعدادى از زنان كه روى سكوها نشسته بودند ، غرق شدند و خانههاى بسيارى ويران و ساكنين آنها غرق شدند و برخى نيز در زير آوار ويرانهها ، جان سپردند و وحشت و هراس فراوانى در دلها افتاد و قدرت خدايى است كه وقتى چيزى را اراده كند ، محقق مىشود و اگر حركت اين سيل ، تا صبح ادامه مىيافت مطمئناً تمام مكه - العياذ باللَّه - غرق مىشد . شيخ عمادالدين ابنكثير نيز جريان اين سيل را آورده است .
تا آن جا كه دانستهام پس از آن ، سيلى با اين عظمت و قدرت ، هرگز در مكه جارى نشد ، مگر سيلى كه در سال 802 ه به وقوع پيوست . در اواخر روز دوم جمادى الاول آن
هامش
( 1 ) . از ماههاى رومى كه امروز معادل ماه دسامبر است .