ديده نشد ، مگر مردى كه گفته شد شنا كنان ، به طواف مىپرداخت و مردم از شجاعت و قدرت و جسارتش ، در شگفت ماندند . قلعى مىگويد : حجرالاسود ، تنها براى شناورانى كه به ميان آب مىرفتند ، قابل دسترسى بود . و فقيه يعقوب قاضى مىگويد : سيل مكه ، خلق بسيارى را با خود برد و خانههاى زيادى نيز بر سر مردم خراب شد .
سيل عظيمى نيز شب چهارشنبه ، شانزدهم ذىالحجه سال 730 ، جارى شد و شهابالدين طبرى قاضى مكه در نامهاى كه به يكى از دوستانش پس از حج در اين سال ، نوشته ، از آن ياد كرده و گفته است : « در شب چهارشنبه ، شانزدهم ذىالحجه ، باران شديدى باريدن گرفت و سيل عظيمى ، بر مردم سرازير شد و چاله و گودالهايى را كه در معلاة و نيز در محل تولد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وجود داشت ، پر كرد و باغات را ويران ساخت و مسجدالحرام را پر از آب كرد و آب ، به مدت دو روز باقى ماند كه كار تخليه آب همچنان ادامه دارد و مردم ، مدت زمان زيادى است كه مشغول اين كار هستند . »
و ديگر اين كه ، بنا به گفتهء برزالى در تاريخ خود ، در آخر ذىالحجه سال 732 ه ، در مكه ، بارانهاى شديد و صاعقههايى آمد و يكى از صاعقهها به كوه ابوقبيس برخورد كرد و يك نفر را به هلاكت رساند ، و در مسجد خيف نيز صاعقهء ديگرى وارد شد و شخص ديگرى را به هلاكت رساند و در جعرانه نيز صاعقه دو نفر را كشت .
و اما اخبار صاعقههاى مكه از اين قرار است : صاعقهاى پيش از سال 700 و بعد از سال 690 در مكه وارد شد و بر اثر آن ، يكى از اذان گويان مسجدالحرام جان سپرد .
و ديگرى صاعقهاى بود كه در سال 154 ه به مسجدالحرام ، اصابت كرد و پنج نفر را به قتل رساند . خبر اين صاعقه را واقدى ذكر كرده و ذهبى ، از وى نقل كرده است . « 1 » بنا به نوشتهاى به خط ابنبرهان در شب پنجشنبه ، دهم جمادىالاخر سال 738 ه ، سيل عظيمى وارد مسجدالحرام شد و [ آب ] و يك وجب و چهار انگشت از كعبه بالا رفت . اين سيل را ابنمحفوظ نيز در تاريخ خود ذكر كرده و آورده است : در آن سال ،
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام ، ج 6 ، ص 160 .