شدهاند بالاتر رفت .
در نسخهاى از تاريخ ازرقى چنين آمده است : روز دوشنبه ، هشت روز گذشته از صفر سال 593 ، سيلى آمد و خانههايى از دو سوى دره مكه را خراب كرد و وارد مسجدالحرام شد و به اندازه دو ذرع بالاى حجرالاسود رسيد و وارد كعبه شد و نزديك به يك ذرع از آن جا بالا رفت و دو لنگه دروازهء ابراهيم عليه السلام را با خود برد . در اين نقل ، نسبت به آن چه ابنبرهان ثبت كرده ، مواردى از جمله بالا آمدن يك ذرع در كعبه و بردن هر دو لنگه دروازه ابراهيم و خراب شدن خانههايى در دو سوى دره ، افزوده شده است . در آغاز سال 620 نيز سيلى جارى شد كه آن را ابنسدّى ، در معجم شيوخ خود ذكر كرده است . اين سيل باعث از ميان رفتن يادداشتهاى وى در باره يكى از اساتيدش گرديده كه به گفتهء وى ، در مكه به خاك سپرده شده بود .
همچنين بر طبق نوشتهاى به خط شيخ ابوالعباس مَيورِقى ، در نيمهء ذىالقعدهء سال 620 ه ، سيل عظيمى جارى شد كه نزديك بود وارد بيتاللَّه الحرام گردد ، ولى چنين نشد ؛ و ممكن است اين همان سيلى باشد كه ابنسدى از آن ياد كرده است .
طبق نوشتهاى به خط او ، در سال 651 سيلى جارى شد و نيز در شب نيمه شعبان سال 669 ه سيلى آمد كه هرگز سابقه نداشت و وارد مسجدالحرام شد و همه خس و خاشاك معلاة را به آن جا ريخت . شيخ عبداللَّه بن محمد بن شيخ ابوالعباس ، احمد تونسى معروف به اعمى ، گويد : در نيمه ماه شعبان ، كسى در مسجدالحرام نبود ، ولى از سيلى كه جارى شده بود مانند دريا آب جمع شده و منبر مسجد در آن شناور مانده بود در آن شب صداى اذانى نشنيدم ، زيرا مردم از بيم و هراس ويرانى و خرابى و غرق شدن ، در خانههاى خود مانده بودند ، به طورى كه بيم آن مىرفت كه بسيارى از مردم ، نماز صبح خود را فراموش كنند ، چه رسد به نماز شب نيمه شعبان المعظم ؛ و من گمان بردم كه اين سيل ، به معناى طرد مردم مكه از سوى خانهء خدا بود ، زيرا آنها طبق روال معمول ، براى به جاى آوردن نماز نيمه شعبان ، آماده شده بودند . و از نماز جمعه ، فراغت پيدا كرده بودند كه امام جماعت آن نماز را به پايان برد و در آن شب ، هيچ طوافكنندهاى
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: محمد مقدس
ص٤١٧