كه در زمان اسلام ، سيلهاى سهمگين و از نظر مردم مكه ، سيلهاى مشهورى در درهء مكه جارى شده كه از جمله سيلى است كه در زمان عمر بن خطاب ، جارى شده كه به آن سيل « امنهشل » مىگويند . اين سيل از بالاى مكه و از سمت جادهء « ردم » و بين الدارين ، وارد مسجدالحرام شد . سيل ، « امنهشل » دختر عبيد بن سعيد بن عاص بن امية بن عبدشمس را كشت كه جسدش را در پايين مكه ، به دست آوردند و لذا آن را سيل امنهشل ناميدند . اين سيل ، مقام حضرت ابراهيم عليه السلام را با خود برد كه در پايين مكه آن را يافتند و به جاى اولش ، باز گرداندند . موضوع را طى نامهاى به خليفه ، عمر بن خطاب ، نوشتند او نيز سراسيمه حاضر شد و مقام را به جاى خود گذاشت . مىگويند : عمر بن خطاب ، در آن سال ديواره [ ردم ] را كه آن را « ردم عمر » مىگويند ساخت كه همان « ردم » بالايى در كنار خانهء جحش بن رئاب است ، كه به آن خانه « ابان بن عثمان » هم مىگويند . او اين بنا را با سنگهاى بزرگ ساخت و محكم كرد و از جدم شنيدم كه مىگفت : از آن زمان ، هيچ سيلى به مقام نرسيده است .
پس از آن ، سيلهاى بزرگ چندى جارى شد كه هيچكدام به بلندى مقام نرسيدند . « 1 » ازرقى در فصلى با عنوان « سيل جُحاف [ بنيان كن ] و اخبار نقل شده دربارهء آن » مىگويد : سيل جحاف در سال هشتاد [ هجرى ] ، در زمان خلافت عبدالملك بن مروان رخ داد و روزى - كه روز ترويه بود - حاجيان كه در دشت مكه اقامت كرده بودند ، شب را در امان و آرامش كامل به صبح آورده بودند و آسمان صاف بود ، و نم بارانى بيش نبود .
ازرقى به نقل از جدش مىگويد : سفيان بن عيينه عن عمرو بن دينار ، به من گفت كه در سال جحاف ، باران چندانى نباريد و شدت و سختى باران تنها در بالاى دشت بود . روز ترويه در تاريكى بامداد پيش از نماز صبح ، حاجيان با صداى مهيب سيل ، بيدار شدند ؛ اين سيل ، آنها و آن چه را همراه داشتند ، با خود برد و مسجدالحرام و كعبه را فرا گرفت .
اين سيل ناگهان خانههايى را كه در دشت بنا شده بود ويران ساخت و بر اثر ويرانى ، عدهء
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 2 ، صص 168 - 167 .