روز شانزدهم ربيع الاول سال 824 در مكه ، به نام ملك مظفر « 1 » ، احمد بن ملك مؤيد ، ابونصر شيخ ، پس از بيعت با وى بر سلطنت در مصر و جاهاى ديگر در روز وفات پدر ، خطبه خوانده شد . پيش از فوت پدرش نيز ، او وليعهد بود و فرمان امارت مكه براى سيدحسن بن عجلان و پسرش سيد بركات « 2 » ، از وى به آنها رسيده و در چهاردهم ربيعالاول در حطيم ، خوانده شده بود .
در آن سال و در روز جمعه دوم ذىالحجه ، ( بنابه روايت اهل مكه ) و سوم ذىالحجه ( بنا به روايت اهل مصر و يمن ) به نام ملك ظاهر ، ابوالفتح ططر ، كه دولت مظفر فرزند ملك مؤيد را اداره مىكرد ، خطبه خوانده شد . او تا پيش از آن به فرماندهى لشكريان در دمشقرسيده بود ، در اينزمان ، به دمشق فراخوانده شد و روز جمعه نوزدهم شعبان همان سال ، به عنوان سلطان ، مورد بيعت قرار گرفت و در ديار مصر و شام خطبه به نام وى خوانده شد و اين خطبه تا روز جمعه دوازدهم ماه ربيع الاول سال 825 ه ، در مكه به نام وى خوانده مىشد كه پس از آنبه علت وفات وى در چهارم ذىالحجه سال 824 در قاهره ، ديگر خطبه به نامش خوانده نشد و بدين ترتيب سلطنت او سه ماه و پنج روز طول كشيد . « 3 » در سال 824 ه حجاج تا پايان روز ترويه و شب نهم را تا زمان طلوع خورشيد ، در منى باقى ماندند و پس از آن همراه با كاروان مصرىها و شامىها ، راهى عرفه شدند و روز جمعه را [ در عرفه ] توقف كردند .
روز جمعه نوزدهم ربيعالاول سال 825 ه ، در مكه ، به نام ملك صالح ، ابوالخير محمد بن ملك ظاهر ، ابوالفتح ططر « 4 » ، خطبه خوانده شد ؛ زيرا پدرش روز دوم ذىالحجه
هامش
( 1 ) . ملك مظفر ، در هنگام بيعت ، يك سال و هشت ماهه بود . او پنجمين سلطان چركسىها در مصر است وامير ططر كه پس از خلع وى به سلطنت رسيد ، حكومتش را اداره مىكرد ، مظفر در سال 833 ه كشته شد و جنازهاش از اسكندريه به مصر برده و در جامع مؤيد ، گوشه مسجد به خاك سپرده شد .
( 2 ) . الضوء اللامع ، ج 3 ، ص 14 - 13 ، رقم 50 ، آمده است .
( 3 ) . در سه سطر بالا ظاهراً اشتباهى در ذكر تاريخها رخ داده است .
( 4 ) . الضوء اللامع ، ج 7 ، ص 274 ، رقم 702 .