مىكشيدند و به اندازه چند برابر بهاى خانهها ، براى اين كار خرج كردند از اين ديوارهها تا كنون ، بقايايى از خانه ابان بن عثمان كه همان « ردم عمر » باشد تا خانهء ابنجرار ، هنوز به همان صورت به جاى مانده است . همهء ديوارههاى خانهها در اين فاصله ، از همين پول ، بنا گرديد و از ديوارهء ابنجمح تا سمت چپ پايين دست مكه نيز بخشهايى كه همچنان به صورت اول باقى مانده ، بقاياى همان بناهاست . ولى در بناى ديوارهء خانه أويس در پايين مكه ، در جلگه متصل به گلوگاه دره ، نمىدانيم كه كار كيست . برخى مىگويند از كارهاى عبدالملك است و برخى ديگر برآنند كه كار معاوية بن ابوسفيان است ، كه درستتر به نظر مىرسد . « 1 » پس از آن ، در سال 84 ه مسيلى آمد كه آن را سيل المخبل مىگويند كه در پى آن بيمارى سختى به سراغ مردم آمد كه بدن و زبانشان را مبتلا كرد . و به چيزى شبيه « المخبل » ( زخم و جراحت ) دچار شدند لذا آن را « المخبل » ناميدند و آن ، سيل عظيمى بود كه وارد مسجدالحرام شد و كعبه را احاطه كرد .
پس از آن در سال 184 ه ، زمانى كه حماد البربرى ، امارت مكه را بر عهده داشت ، سيل سهمگينى جارى گشت و وارد مسجدالحرام شد و مردم و اموال آنان را با خود برد و به دنبال آن ، در زمان خلافت هارونالرشيد ، وادى مكه ، غرق شد .
در سال 202 ه ، در ايام خلافت مأمون و در زمانى كه يزيد بن محمد بن حنظلهء مخزومى ، به جاى حمدون بن على بن عيسى بن ماهان ، امير مكه شده بود ، سيلى جارى شد و وارد مسجدالحرام گرديد و كعبه را در بر گرفت و به اندازه يك ذرع ، پايينتر از حجرالاسود رسيد و از ترس اين كه مقام را با خود ببرد ، آن را جا به جا كردند . اين سيل ، چندين خانه را ويران كرد و قربانيان زيادى گرفت و پس از آن ، مردم را بيمارى سختى از جمله و با و مرگ و مير گسترده ، فرا گرفت و اين سيل را « سيل ابنحنظله » ناميدند .
پس از آن ، در زمان خلافت مأمون ، در شوال سال 208 ه سيلى آمد كه از سيل
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 2 ، صص 170 - 168 .